دانشنامه زبان تاتی مردم وفس
دانشنامه زبان تاتی مردم وفس تالیف عزیزالله سمیعی در یک جلد ۸۵۰ صفحه ای توسط انتشارات پرپروک به بازار عرضه شد.





ورد پاتگان، گرپا ذگان، جر پادگان، جرفا دقان، واکنون؛ گلپایگان، نامهای سرزمینی باستانیاند که تاریخ سکونت انسان در آن به هفت هزار سال میرسد. آنجا سرزمین صنوبران برافراشته و علما و ادبا و شعرای گرانمایه است. برای رفتن به این سرزمین بهشتآسا از مبداء تهران، باید به سوی شهر دلیجان رفت واز دلیجان به شهر خمین بسوی گلپایگان رهسپار شد. با گذر از پلی که قدمت آن به عهد قاجار میرسد از روی رودخانه فصلی گلپایگان گذر کرد و به خیابان امام حسین(ع) وارد شد. این خیابان از محله باباعبدالله گذر میکند؛ باباعبدالله از علما و عرفای مدفون در اطراف این خیابان است و نیز از مسجد حجتالاسلام که تاریخ بنای آن در قرن سیزده دهم هجری قمری است واز آثار و بناهای مرحوم حجتالاسلام ملا زینالعابدین گلپایگانی گذر میکند. وی در ۱۳۱۸ قمری متولد و در ۱۳۸۹هجری قمری وفات یافته است و خودش و پسرش مرحوم حجتالاسلام آقا میرزامهدی آقازاده در همین مسجد خاکسپاری شدهاند. بنای مسجد حجتالاسلام از آجر است و نیز گنبدی آجری دارد. با عبور از خیابان امام حسین ونرسیده به میدان ۱۷ شهریور و در سمت چپ، بنای سقاخانه حضرت ابوالفضل علیهالسلام قرار دارد. در خیابان امام خمینی هم پس از پیمودن مسافتی در سمت چپ، مناره گلپایگان که از آثار دوران سلجوقی است آشکار میشود. این مناره آجری با خطوط زیبای هندسی و خطوط کوفی تزیین شده، این مناره از بلندترین منارههای عصر سلجوقی است وبه صورت دورانی با ۶۴ پله میتوان به بالای آن صعود کرد. گفته میشود این مناره برای راهنمایی کاروانیان بوده که در بالای آن فانوسی را روشن میکردهاند. فانوس صحرا و این مناره دلیل بر وجود پادگان (ساخلو) در گلپایگان بوده که برای اعلام خطر دشمن بر بالای آن آتش میافروختهاند. از جمله آثار تاریخی گلپایگان مسجد جامع است، بنایی عظیم و آجری که ازآثار دوره سلجوقی است و براساس کتیبهای که دور گنبد عظیم آن آمده است از آثار ابو شجاع محمد بن ملکشاه سلجوقی است که از سال ۴۹۸ تا ۵۱۲ هجری قمری حکومت میکرده است ودر سال ۱۳۱۰خورشیدی توسط آندره گدارفرانسوی تعمیرات لازم در آن صورت گرفته است. در پشت بنای مسجد جامع بنای امامزاده سیدالسادات قرار دارد که بنای آن مربوط به قرن هشتم هجری قمری است ودر زمان فتحعلیشاه قاجار توسط فردی بنام حاج میرزا مهدی خان تعمیر و مرمت شده است.
بازار سرپوشیده گلپایگان دارای سقفی آجری ومسطح است ولی میگویند در گذشتهای نه چندان دورمانند بازارهای سنتی ایران سقفی گنبدی وهلالی داشته است و البته هنوز هم در شاخهای از این بازار دارای سقفی گنبدی هلالی است و دودگرفتگی و سیاهرنگ بودن سقف آن حکایت از گذشتههای دور آن دارد.
امامزادگان هفدهتن از زیارتگاههای گلپایگان است. بنای این امامزادگان در پارکی به همین نام قرار دارد. بنایی زیبا و هشت گوش با گنبدی بسیار زیبا که از کارهای معماری دوران صفویه است که بدستور سردار امامقلیخان فرزند اللهوردیخان در سال ۱۰۳۲ هجری قمری بنا شده است.
شهرستان گلپایگان دشتی وسیع، سرسبز وپربرکت است که در جای جای آن صنوبران بلند سر بر افراشتهاند واین سر سبزی را مدیون سدی است که در سال ۱۳۲۵خورشیدی با همت دکترعبدالله معظمی، نماینده مردم گلپایگان و سپس رئیس مجلس شورای ملی سابق احداث شد.
برای رفتن به دره باصفای پایین سد میتوان دوباره به پل باستانی ورودی شهر برگشت واز خیابان کناری رودخانه در جهت شمال به جنوب راند با ادامه این جاده به روستای کوچری میرسیم این روستا به زودی برای احداث سد کوچری به زیر آب خواهد رفت وسد کوچری در پایین دست سد قدیم گلپایگان بنا خواهد شد. مسیر ۱۵ کیلومتری کوچری تا دربند سد قدیم دارای مزارع سبز و چشمهها وگردشگاهها و چشماندازهای بسیار زیبا و دلانگیز و تفرجگاه مردم این شهر است.
خوب است گذری هم به محله سررباطان داشته باشیم که برای رفتن به آنجا باید به سمت جنوب گلپایگان و از کنار پارک شهر گذر کرد. در این محله هنوز آثاری از برج و باروی به چشم میخورد که آثار بر جای مانده قلعه زندهیاد معظمالسلطان؛ سر دودمان خاندان وخوانین معظمی گلپایگان است و از این خاندان دانشمندان، وزرا؛ ادبا و شعرا و نویسندگان نامداری برخاستهاند. اگر امکان داشته باشد که شبی را در هتل جهانگردی گلپایگان اقامت کنیم میتوان به دیدار سنگ نگارههای بسیار کهن تنگ غرقاب رفت. این تنگ بین دو روستای غرقاب گلپایگان و قیدو خمین واقع شده است. بهطوری که روستای غرقاب در جنوب و روستای قیدو در شمال تنگ قرار دارد و آنچه بیشتر در این سنگنگارهها به چشم میخورد بز کوهی با شاخهای خمیده و بلند و صحنههای شکار است. در جبهه جنوبی تنگ،کتیبهای به خط پهلوی و به شکل لوزی ناقص و علاوه بر سنگنوشته پهلوی در دماغه صخره سه کتیبه به خط عربی نیز به چشم میخورد.
حال زمان آن است که از گلپایگان خارج شده و به سمت گوگد و جاده موته پیش برویم. شهر گوگد در شش کیلومتری شهر گلپایگان قرار دارد و زادگاه آیتاللهالعظمی محمدرضا گلپایگانی زعیم عالیقدر علم تشیع است. یکی از بناهای تاریخی شهر گوگد ارگ تاریخی گوگد از بناهای عظیم خشت وگلی کشوراست که اکنون بازسازی شده و دارای چایخانه سنتی سالن غذا خوری و اتاقهای متعدد در همکف وطبقه دوم جهت استراحت واقامت مسافران وگردشگران است. بنا دارای دروازه ورودی بزرگ و برجهای عظیم نگهبانی و دیدبانی است. قدمت این قلعه را به ۴۰۰سال قبل نسبت میدهند، جاده موته نیز مینامند.
عزیزالله سمیعی
کانسار، کانیسار، خنسار، خونسار و اکنون خوانسار نامهایی است که به سرزمین بهشت آسای آرمیده در دامنه گلستان کوه نسبت دادهاند و واژه شناسان معنی چشمه ساران را از آنها استنباط کردهاند زیرا خان به معنی چشمه و سار به معنی فراوانی است. اکنون نیز از سرزمین خوانسار مخصوصاً در فصل آبسالی چشمههای فراوانی از دل زمین میجوشد که نام برخی از آنها عبارت است از؛ چشمه آخوند، چشمه آمیرزا اسدالله، چشمه کنار بقعه اباعدنان، چشمه پیر، چشمه جیدا، چشمه شهرک، چشمه مرزنگوش، چشمه سیل، چشمه علی و صدها چشمه دیگر… برای رفتن از تهران به سرزمین پر طراوت خوانسار کافی است که در اتوبان دلیجان ـ اصفهان قرار گیریم و با رسیدن به دو راهی(موته ـ اصفهان) وارد جاده موته شده و از موته به سوی گلپایگان و از گلپایگان به سمت جاده(گلپایگان ـ خوانسار) برانیم درگذر از گلپایگان به خوانسار ابتدا از کنار روستای(وانشان) گذر میکنیم، روستایی پردار و درخت که زبان آنها زبان خوانساری با لهجه متفاوت است، رودخانه خوانسار از میان آن میگذرد روستای بعدی(امیریه) یا امیرآباد است. فرهنگ جغرافیایی ایران نام دیگر آن را (نای زرین) ذکر کرده است. روستای بعدی(تیدجان) است که برخی منابع نام پارسی آن را (تیرگان) ذکر کردهاند و آثاری از(آتشکده تیر) و معبدی به نام(هیکل) در حوالی آن وجود داشته است رودخانه خوانسار از میان آن عبور کرده و به دشت گلپایگان میریزد، پل ساسان یا (ساسون) که بر روی رودخانه خوانسار بسته شده، از پلهای باستانی است. تیدجان دارای چندین کبوترخانه است و سه واحد آسیاب آبی دارد و کوه هیکل که در آن عبادتگاه زرتشتیان بوده در ضلع شمالی روستای تیدجان است، در سوی دیگر جاده و نزدیک به تیدجان روستای(قودجان) قرار دارد در برخی منابع به صورت((قورجان)) آمده است.
مراسم تعزیه روستای قودجان در ماه محرم و صفر بسیار معروف و مشهور است. در روستای قودجان سنگ قبری به خط پهلوی وجود دارد که حکایت از کهن بودن آن است و نیز دو عدد سنگ قبر با شکل خاص وجود دارد که بر روی آن پنج منشور مربع القاعده به طور خاص جمع شده و اطراف سنگ آیاتی حجاری و نام های دختران بکر(حلیمه خاتون و نرجس خاتون) با خط کوفی روی آنها نوشته شده است.برای وارد شدن به شهر خوانسار باید از کنار روستای (بیدهند) گذر کنیم آنجا یک مجسمه شیر سنگی وجود دارد که در قدیم بر روی مزار دلاورانی که در جنگها کشته میشدند میگذاشتند. حال وارد بلوار ورودی شهر خوانسار میشویم سمت راست ما باغ ها و درختان تناور گردو خود نمایی میکنند و در پشت این درختان انبوه رودخانه خوانسار است، اگر چه هر ساله تعداد زیادی از این درختان قطع میشوند و به جای آنها ویلاها و ساختمانهای مجلل ساخته میشود.حسینیه دوراه در خیابانی که از این مسیر منشعب میشود قرار دارد و از قدمتی زیاد برخوردار است. حال اگر مسیر مستقیم را ادامه دهیم به میدان امام خمینی میرسیم. پس از گذری چند به جایی میرسیم که درختان کهن و تناور از بالا چنان به هم نزدیک شدهاند که یک(تونل سبز) را ساختهاند و در این رهگذر در آن طرف رودخانه (خانه حبیبیها) آشکار است. خانهای در دو اشکوب با تیرهای چوبین و پنجرههای مشبک چوبین با سر در ورودی با شکوه که امروزه به (حسینیه حبیبیها) تبدیل شده و همه ساله ماه محرم در آن عزاداری شهادت سالار شهیدان امام حسین علیهالسلام و یاران باوفایش برگزار میشود.
آرامگاه(باباپیر)، که از علمای شیعه در پارک سرچشمه قرار دارد و این بنا در سال ۱۲۵۵ قمری تعمیر شده و چشمهای هم درون آن میجوشد در محل سرچشمه آسیابی آبی هنوز دایر است. در اطراف میدان سپاه و در حدود اداره پست خوانسار(مسجد جامع خوانسار) معروف به (مسجد چهارراه)، قرار دارد که در عهد صفویه بازسازی شده است. این مسجد با مساحتی حدود سه هزار مترمربع و گچبریهای بسیار نفیس آن گنبد ندارد و تنها دارای یک گلدسته کوچه سه متری است اثر تاریخی مسجد دری چوبی است که درب شمالی مسجد است و منبت کاری ظریف و پر ارزشی دارد. محراب آن از جمله صنایع هنری بسیار ظریف است. در اطراف میدان سپاه و در خیابان سیزده محرم که از میدان در جهت جنوب منشعب میشود و سراشیبی است؛ و در محله(رئیسان)؛ خانه قدیمی(ابهریها) قرار دارد. این خانه در زمان قاجار توسط(آیتالله سید محمدباقر ابهری)، بنا شده است و در نقاشی یکی از اتاق ها در جبهه شمالی قطعه شعری نوشته شده که به حساب جمل تاریخ(۱۲۷۸هجری قمری) را نشان میدهد. مساحت بنا با حیاط مرکزی ۸۰۰متر مربع است که در دو اشکوبه ساخته شده در تاریخ دهم خردادماه ۱۳۸۲ خورشیدی به شماره ۹۰۵۲ ثبت ملی شده است.
قبل از میدان سپاه و در خیابان آیتالله خوانساری(استان امامزاده سیدمحمدابن علینقی) و موزه مردمشناسی خوانسار قرار دارد.آرامگاه (بابا ترک) نیز در این شهر گنبدی هرمی شکل۱۲ضلعی دارد و قدمت آن به عهد صفویه میرسد. این مکان دارای آب انبار و سردابههای قدیمی و نام واقعی آن(سیدمحمود) است.
اگر در اردیبهشت ماه به خوانسار رفته باشیم فصل دیدن لالههای سرنگون دامنه(گلستان کوه) است. کوهی که خوانسار در دامنه آن آرمیده است و گلستان کوه محل رویش گیاه(گزانگبین) نیز هست که از گلهای آن برای ساختن نوعی گز به نام(گزانگبین) استفاده میکنند که نوعی گون وحشی است و گلها و پوشش گیاهی دامنه گلستان کوه محلی بسیار مناسب برای زنبور داری و تولید عسل است و کولونیهای عسل در این دامنه فراوانند و (عسل و گز) از سوغات مهم خوانسار هستند و نیز از باغات انبوه آن سوغات(برگه زردآلود و برگه هلو و لواشک و گردو…) حاصل میشود. هنر منبت کاری و ساخت وسایل چوبی در خوانسار از گذشتههای دور تاکنون بسیار معروف و یکی دیگر از تحفه و سوغاتیهای این دیار هنرپرور را تشکیل میدهد.
هنر قالیبافی نیز در این شهرستان رواج دارد و قالیهای آن از(نوع ویسی با نقشه شاه عباسی) است. گویش یا زبان خوانساری از زبانهای ایرانی مرکزی و شاخهای از زبانهای ایرانی غربی شمالی و بالاخره شاخهای از (زبانهای هند و اروپایی) است، سازمان یونسکو به دلیل کاهش شدید گویشوران این زبان به دلیل مهاجرت از خوانسار یا نفوذ رسانهها(آن را از جمله زبانهای در حال خطر) اعلام کرده است.
عزیزالله سمیعی
|۷:۵۷,۱۳۹۳/۳/۱۸| بازدید : 311 بار

هنگامی كه قصد رفتن به دیار وفس (VAFS) را داشته باشی (اهالی به زبان تاتی1 آنرا «وَوس / vaus» مینامند)، باید از دروازه مشهد اراك كه امروزه آنرا میدان فراهان مینامند گذر كرد و از جاده آسفالته مشهد میقان به سمت شمال برانی. در مسیر میتوانی به روستای مشهد میقان رفته و سپس راه خود را تا روستای آهنگران آنجایی كه گنبدی هرمی شكل كاشی كاری شده خود نمایی میكند و حكایت از مدفن امامزاده دیگری دارد، ادامه دهی.
حال برسراین سه راهی باید به سمت چپ به پیچی و از «روستای ساروق» گذركنی البته در این روستا نیز امام زاده 72 تن پذیرای زائران است. باگذر از روستای باصفای «اسفندان» و چند روستای دیگر، بهشهر «كمیجان» میرسی كه مردمانش در گویش تركی خود آن را «كوموزان/komozan» مینامند. این شهر مركز شهرستان كمیجان است و این شهررا زادگاه شاعر و عارف نامدار «فخرالدین عراقی» میدانند و در كنار خیابان اصلی شهر خرابههایی از بناهای خوانین بهادری كه زمانی در این منطقه حاكم و صاحب نفوذ بودهاند بچشم میخورد.
حال اگر خیابان اصلی شهر را به سمت شمال طی كنی به تندیس یا مجسمه فخرالدین عراقی خواهی رسید و ارتفاعاتی در برابر دیدگان خودنمایی میكند و اگر از دو راهی كه در مقابل قرار دارد به سمت راست یعنی به سمت گردنه وفس پیش بروی ارتفاعات آهكی معروف به «آینه بار» در برابرت خودنمایی خواهد كرد و اگر آهسته آهسته از راهی كه در پیش داری بهسمت بالا بروی، در مسیر صعود، به روستای كوچكی بهنام «تكیه Tekie» میرسی و گنبد سبز بنای امامزاده حسین(ع)، معروف به «حاجی رضوان» آشكار میشود. جادهای خاكی كه رفتن آن برای خودروهای معمولی خالی از خطر نیست از سرگردنه وفس از راه اصلی جدا شده و به بنای حاجی رضوان میرسد.
بنایی گنبدی دارای دوشبستان كه بر سنگی صخرهای و یكپارچه بنا شده و گورهایی در صحن ورودی آن به چشم میخورد و از آنجا تمام دشتی را كه آمدهای در زیر پای خود میبینی و وزش باد را حس میكنی و غارها و شكافهای زیادی را در بدنه صخرهای كوه مشرف به گردنه مشاهده میكنی كه ساختار لایهای آنها حكایت از رسوبی بودن و دورانی دارد كه این ارتفاعات در زیر دریا بودهاند و شاید بتوانی سنگواره یا فسیلهایی را در آنجا پیدا كنی.
گردنه جدید و نیز گردنه قدیم و فس (گدُوك/ Gadok) را كاملاً میبینی.در بازگشت به راه اصلی آسفالته و با عبور از گذرگاهی كه در یك سوی آن كوه هرمی شكل تهرساوول/ harsawol» و در سوی دیگر آن كوه «گانِوَه / Ganeva» قرار دارد شیبی به سمت پایین مییابی كه بتدریج از ارتفاع آن كاسته میشود و باغهای سر سبز در امتداد درهای خودنمایی میكند. در اینجا از كنار باغهای «كوروَرَه / Korvara» گذر میكنی در مسیر خود از بالای گذر گاهی (در سمت چپ خود) عبور می:نی كه در شیب پایین این گذرگاه قنات یا «كاریز» باغهای منطقه «ایسفین / EisFin» قرار دارد. كافی است كه پایین رفته و آب خنكی بنوشی و آب بر سرو روی خود بزنی و سپس به راه خود تا توقفگاه ماشینها «گاراژ وفس» ادامه دهی و در آنجا از جاهای دیدنی این روستا نشانی بگیری. آنها شاید ابتدا شما را به دیدن خانههای قدیمی و زیبای دارابیهای وفس كه در محله با صفایـ «مانداران/ mandaran» قرار دارد راهنمایی كنند، با گذر از سرازیری كوچهها به عمق درّه با صفایی میرسی كه در آنجا ابتدا ساختمان معروف به «دیوان خانه» را كه دارای دری بزرگ و قدیمی و پنجرههایی مشبّك است مشاهده خواهی كرد. این ساختمان مقر نایب الحكومههای بلوك وفس بوده است كه آخرین آنها مرحوم «علی قلیخان دارابی» بوده. در محله ماندراران خانه و برج مرحوم «حاج محمدخان دارابی» كه طبیب و حكیم وفس بوده، خانه «جهانگیرخان» با درها و پنجرههای مشبّك كه قدمتی تا عصر صفویه دارند و نیز خانه زیبای علی قلی خان دارابی و خانه «علی اكبرخان دارابی»2 خودنمایی میكند.
از محله مانداران به آسانی میتوانی به محلّه با صفای «خانی بَر/ Xanibar» كه آنرا محلّه «خَیبَر / Xaibar » نیز مینامند و در راستای محله مانداران قرار دارد، بروی. در گویش تاتی وفس «خانی / xani» به معنی چشمه است و در این محلّه دو چشمه از زمین میجوشد كه یكی از آنها در برابر مسجد بسیار قدیمی خانی برقرار دارد. مسجد خانی بر دارای ستونهای قطور و طاقهای هلالی شكل است.
بر دیواره مسجد كه به كوه تكیه دارد سنگی زرد رنگ بهنام «زرده كور / Zardakavar» با نوشتهای به خط كوفی به چشم میخورد كه آن را از بیم دستبرد دزدان آثار باستانی در پشت میلههای قطور آهنی قراردادهاند و اگر گوش را بر سنگ نهی صدای ریختن آب میآید كه احتمالاً آب همان چشمه مقابل مسجد است. از محلِّه با صفای خانی بَر (خیبر) كه اغلب محل سكونت علمای وفس از جمله آیت الله العظمی شیخ عبدالنبی عراقی وفسی و سادات سجّادی بوده است میتوانی به آسانی گذری از كوچه «سی ورَز / Siyoraz» به كوچه باغهای پرطراوت ایسفین داشته باشی.
حال زمان آن فرا رسیده كه از محلّههای پردارو درخت «رو / ro» و «باغچه میران/ baghcemiran» یا باغچه امیران، سراغ بگیری كه در آن هنرمندان «شیوه كش» با پارچههای كلفت آبی رنگ مانند «لی/Lee» و نرینگی گاو تخت گیوههای پارچهای میسازند یا به اصطلاح محّلی «شیوه میكشند»، تخت گیوههایی كه در راههای كوهستانی و سنگلاخ دیار وفس سالها مقاومت میكنند (در قدیم لباس مردان وفسی كلاه نمدی ـ پیراهن بدون یقه كه از جلو دكمه میخورد ـ قبا تازانو ـ شلوار مشكی از جنس دَبیت3 ـ گیوه وفسی بود و لباس زنان نیز همچون زنان كُرد شامل پارچه ابریشمی كه به دور سر میبستند بهنام «كلاغی»، جلیقه، پیراهن بلند و چین دار بدون یقه با شلوار سیاه رنگ از جنس دَبیت كه آنرا نظامی میگفتند ـ گیوه وفسی ـ چادر یا روسری بلند از جنس چیت با گلهای درشت یا ریز میشد).
هنگام بازگشت به گاراژ روستا سراغی از نجّارهای میدان «دُلی احمد/ doli ahmad» كه در نزدیكی آنجا كار میكنند بگیر، اگر چه بیشتر این استادان بدرود حیات گفتهاند ولی جوانترهای آنان شاید به توانند چگونگی ساختن پنجرههای مشبك و درهای چوبی بزرگ با گل میخهای روی آن و ساختن قاشق و دوغ خوری چوبی را توضیح دهند و شاید هم بتوانند بسازند.
اگر ماه محرم به آنجا رفته باشی در مساجد وفس عَلَمهای بلندی را مشاهده خواهی كرد كه دارای سر عَلَمهای فلزی كنده كاری با قدمت زیاد است و هر محلّه سَر عَلَم و عَلَم مخصوص خود را دارد كه آنرا ابتدای محرم آماده میكنند. دربازگشت از وفس بتدریج كه به سوی گردنه میرانی كوه هرمی شكل «هرساوول» كه شبیه اهرام مصر است خودنمایی میكند و هر گاه از گردنه به سوی دشت فرودآیی به امامزاده حاجی رضوان(ع) و به آینه بار دوباره بنگر. شاید دیگر فرصتی برای دیدار پیش نیاید...
گزارش: عزیز الله سمیعی
پی نویس:
1- (تاریخ ماد ـ دیاكونوف)
2 - بهخانه عباس رضاخان دارابی نیز مشهور است.
3- بهترین نوع آن دبیت حاج علیاكبری بود.
روزنامه اطلاعات
محلات ( با تشدید لام ) ودر گویش مردم آن سرزمین , ملات ( باتشدید لام ) نام یکی از شهر های باستانی وشهر گلهای رنگارنگ وجاودانی ایران است .اگرچه امروزه شهر محلات از دو (( محله بالا )) و(( محله پایین )) تشکیل شده است ولی مورخین جغرافیای تاریخی ایران ؛ بر اساس اسناد ومدارک بر این باورند که نام ((محلات)) بعد از ورود اسلام وبرخی از آنها نیز معتقدند که این نام در عصر صفویه ودر حدود سال 980 هجری قمری به این شهر داده شده است .
مورخ ((تاریخ قم )) در 378هجری قمری ( اوایل ورود اسلام به ایران ) می نویسد که نام شهرستان محلات (( رستاق وره )) به مرکزیت (( ورکان )) بوده است . وورکان شامل چندین قلعه بنامهای ؛ 1- قلعه فیل پایان 2- قلعه ریوکان 3- قلعه داود 4- قلعه داوود 5- قلعه کیاب 6- قلعه سرکمر ؛ بوده است ومحله های مختلفی در اطراف این قلعه ها شکل گرفتند مانند ؛ 1- پولگان 2- باغچه شاهی 3- سرگذر 4- سرچشمه 5- درب قلعه 6- سرکمر7- ده نو8- آبرویه ( پایین سرچشمه ) و..........
برای سفر به این سرزمین باستانی وشهر گلهای رنگارنگ وزیبا از مقصد تهران ؛ باید به سوی شهر قم واز قم به سوی سلفچگان واز سلفچگان در اتوبانی که بسوی اصفهان میرود قرار بگیریم تا به شهر دلیجان برسیم در نزدیکی های دلیجان ونر سیده به آن (( سد پانزده خرداد )) در سمت راست جاده خود نمایی می کند . زبان شناسان بر این باورند که زبان مردم دلیجان ((رازی )) یا (( راژی )) است ویکی از زبان های باستانی ایران است ونیز براین باورند که نام اصلی این شهر (( دلیگون )) یا (( دلیرگان )) بوده است می توان در اینجا نشان از (( غار نخجیروان )) یا غار ((چال نخجیر))گرفت این غار با قدمت 70 ملیون سال در 15 کیلومتری حد فاصل دلیجان –نراق و در سینه کشی قرار دارد وتابلو نصب شده در این مسیر راهنمای محل غار است . این غار در سال 1389به ثبت رسیده است . به هرحال از جاده کمربندی دلیجان ویا از درون این شهر خودرا به جاده (دلیجان- نیمه ور- محلات – خمین ) می رسانیم .
در مسیر حرکت از دلیجان به سوی نیمور؛ جاده (( آتشکده )) یا (( آتشکوه )) از سمت چپ جدا می شود (( آتشکوه )) دهی از شهرنیمه ور از بخش حومه شهرستان محلات است .هرگاه این جاده را تا پای کوه ادامه دهیم به بقایای بنایی می رسیم که از چندین ستون سنگی قطور ودو دیوار سنگی قطور تشکیل شده است وستون ها از سنگ وقلوه سنگ وملاط ساخته شده اند ودیوارها از سنگ های مربع شکل کوچک وبزرگ که بالای یکی از دیوار ها چهار سوراخ مربع شکل دیده می شود منابع تاریخی این بنا را (( آتشکده )) ذ کر کرده اند وساخت آنرا برخی به جمشید از پادشاهان پیشدادی وبرخی دیگر به ملکه همای نسبت داده اند .حال دوباره به جاده اصلی برگشته وراه خودرا به سوی نیمه ور ادامه می دهیم رودخانه فصلی انار بار در سمت راست ما وبا فاصله ای از جاده قرار دارد با وارد شدن به بلوار اصلی
نیمه ور مرقد (( امامزاده صالح ( ع )) در سمت راست که در یک گودی قرار دارد نمودار می شود . هشتاد درصد در آمد مردم نیمه ور در زمینه اکتشاف , استخراج , وفرآوری سنگ می باشد که از کوه های سنگی این منطقه بخصوص ؛ آتشکوه , وعباس آباد حاصل می شود وسنگهایی از نوع ؛ تراورتن , فلوئورین , باریت , سرب , مرمریت سیاه وتراورتن قرمز و.............می باشند . مراسم (( بیل گردانی )) کشاورزان نیمه ور نمادی برای تشکر ازآناهیتا فرشته آب بوده است که در ابتدای فصل بهار وایام نوروز انجام می شود ودوهزار سال قدمت دارد . نیمه ور بسیار کهنسال است . بطور خلاصه برخی از آثار باستانی نیمورکه نشان آنرا از اهالی آنجا می توان گرفت عبارتند از؛
1-باز مانده قلعه جمشیدی نیمه ور که بنای آنرا به جمشید از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهند .
2-میل میلونه دریک کیلومتری شمال نیمه ور قرار دارد وآن پایه ستون مانندی از یک بنای قدیمی است که از سنگ وساروج ساخته شده است .
3-چاه چهار گوشه کمرنیمه ور ؛ در نزدیکی میل میلونه ودرشرق آن یک تپه سنگی وجود دارد وبر روی این تپه چاهی با مقطع مربع کنده شده که به ((سیاه چال )) معروف است وقطع این چاه در حدود دومتر در دوونیم متر است ودر حدود چهار متر ونیم در دل سنگ پایین رفته است .
4-بند وتاسیسات کهن آبیاری نیمه ور؛ بخشی از آب رودخانه انار بار که از کنا رنیمه ور می گذرد در زمستان وبهار از نهری بنام ((شا جوب )) وارد مجرایی می شود که در دل سنگ کنده شده وپس از طی مسافتی در حدود 15 متر وارد یک مجرای عمودی بنام ((چاگور)) می شود ، آب با سرعت وفشار بسیار زیاد در چاگورچرخیده وپایین می رود وسپس در دهانه ای افقی در زیر زمین وارد شده وپس از طی مسافتی در حدود 52 متر در دل سنگ از محلی دیگر بنام (( بهره ما )) بیرون می آید کشاورزان به قدرت خرد کنندگی ((چا گور)) بسیار اعتقاد دارند وبر این باورند که اگر لاشه گاو یا تنه درخت در دهانه چاگور بیفتد ، چاگور آنرا خورد کرده ودر طرف دیگر بیرون میدهد وآنرا به تیغه های سنگی وبران داخل چاگور نسبت می دهند خلاصه اینکه آب از (( بهره ما )) وارد ((چاه بالا )) واز اینجا وارد (( شتر گلو )) واز شتر گلو که امکان عبور آب را از یک طرف بستری خشک به طرف دیگر فراهم میکند ، وارد(( آشغال گیر )) وسپس وارد چاهی بنام ((تنوره )) ودوباره وارد مجرای سنگی شده وپس از طی مسافتی در حدود 15 کیلومتر به روستای بعدی ((باقرآباد )) میرسد ودر آنجا به سنگ های تقسیم کننده آب برخورد کرده وبه پنج جوب میشود که چهار جوی آن متعلق به نیمه ور ویک جوی آن متعلق به باقر آباد است.
5-بخچال نیمه ور؛ در غرب ودر جنوب جاده اصلی نیمه ور به باقر آباد ومحلات ؛ گنبد بزرگ گلی بزرگی وجود دارد که در اثر فرسایش باران وبرف شیارها وچین وچروک های فراوانی بر چهره آن آشکار است این یخچال سالها در زمستان یخ انبار شده را در خود نگهداری کرده وسپس ؛ یخ مورد نیاز اهالی را در گرم ترین فصول سال بویژه در فصل درو فراهم می کرده است .
پس از دیدار یخچال وارد جاده اصلی نیمه ور – باقرآباد – محلات شده وبه روستای(( باقر آباد )) می رسیم ودر عبور از این روستا از روی پلی که بر روی رودخانه بسته شده عبور می کنیم به موازات این پل (( پلی قدیمی وآجری )) دیده می شود که حکایت از ایامی کهن دارد . با گذر از این پل وپس از طی مسافتی به میدانی می رسیم که جاده سمت راست ما به سوی آبگرم وجاده سمت چپ ما به سوی خمین ولی جاده مستقیم وروبروی ما به سوی(( محلات)) می رود وما این جاده مستقیم را برگزیده وبه سوی محلات می رانیم هنگام پیمودن این جاده در سمت راست کارگاه های صنعتی خود نمایی می کنند وراه خود را ادامه می دهیم تا به میدانی میرسیم در این میدان نیز راه مستقیم را ادامه داده ووارد ((بلواردانشجو)) می شویم وآنرا ادامه میدهیم در رسیدن به اولین میدان نشان از قلعه ی ((آقا خان محلاتی )) می گیریم در واقع این قلعه در جنوب محلات و به اصطلاح محلی در (( محلات پایین )) قرار دارد . قسمت عمده این قلعه خراب شده است ومصالح بکار رفته در آن از خشت وگل است . حسنعلی شاه ملقب به (( آقا خان اول محلاتی)) فرزند (( شاه خلیل الله )) است . وچون شاه خلیل الله رهبر فرقه اسماعیلیه در یزد کشته شد ؛ حسنعلی شاه بجای پدرش به سمت امامت اسماعیلیان رسید وبه (( آقا خان اول )) معروف شد و فتحعلیشاه قاجار برای رضایت خاطر آقا خان دختر خود بنام (( سروجهان )) را به همسری وی در آورد وحکومت قم ومحلات واطراف این شهرها را به تیول ابدی وی در آورد ((آقا خان اول ))دختر فتحعلی شاه را به محلات آورد وقلعه بزرگی برای وی ساخت کنگره های این قلعه دوازده متر بوده ودر وسط این قلعه حوض بزرگی بوده است . آقا خان اول در شرح حال خود رساله ای بنام (( عبرت افزا )) نوشته است که در ایران وهندوستان چاپ شده است . خلاصه پس از دیدار قلعه آقا خان دوباره به مسیر نخستین برگشته واین خیابان را تا رسیدن به میدان (( مسجدجامع محلات )) ادامه می دهیم بنای اولیه این مسجد را به دوران صفویه نسبت می دهند .یک سر بازار محلات نیز در این میدان گشوده می شود این بازار بر خلاف بازار های سنتی دیگر سر پوشیده نیست ولی دارای شعب وتیمچه است . حال از شیب خیابان شهید محلاتی در جهت شمال به سمت بالا می رویم تا به (( میدان چنار)) بیش از هزار ساله محلات برسیم وبا بازدیدی که از این چنار کهن خواهیم داشت همچنان از شیب بالا می رویم ودر دو طرف خیابان درختان کهنسال برای ما تونلی سبز را فراهم کرده اند به راه خود ادامه می دهیم تا به یک سه راهی میرسیم وسپس با گردش به راست به سمت پارکینگ ((پارک سرچشمه محلات )) رفته وسپس وارد پارک با صفای سرچشمه می شویم که بصورت چهار باغ طراحی شده است ودرختان کهن جند صد ساله دارد وخودرا به چشمه آب سرد وگواراو زلالی می رسانیم که ازدامنه کوهی از رشته کوه هفتاد قله می جوشد وبیرون می آید وبه درون دره کناری که دیواره های آنرا سنگچین کرده اند به صورت آبشاری می ریزد وسپس وارد مجرایی زیر زمینی شده وپس از طی مسافتی در یک میدانی که در انتهای شیب خیابان شهید محلاتی است در حوضچه ای فوران نموده وسپس دوباره وارد مجرای زیرزمینی شده ودر برخی خانه های مسیرشیب دار خودرا نمایان می سازد و به سرعت خودرا به (( محلات پایین)) می رساند .در بالای کوه سرچشمه (( غارسرچشمه)) قرار دارد .در نزدیکی سر چشمه هنوز یک (( آسیاب آبی )) نیمه فعال وجود دارد که بازدید از آن وآشنایی با روش کارآسیاب های آبی جالب است ونیز (( حمام قدیمی عرش محلات)) که فعلامحل اداره میراث فرهنگی وگردشگری شهرستان محلات است از دیگر آثار باستانی محدوده سرچشمه محلات است.در محدوده خیابان سر چشمه ودر خیابانی بنام (( امامزاده )) مرقد (( امام زاده فضل ویحیی (ع ) )) از احفاد امام موسی کاظم (ع ) قرار دارد این بنا دارای گنبد زیبایی است وآنچه نظر باستان شناسان را در مورد این بنا جلب کرده است محرابی است گچبری شده که در متن نوشته آن تاریخ سیصد هجری خوانده می شود. بقعه(( امامزاده موسی ( ع)) ودوتن ازهمسران وی بنامهای ؛ ((امامه وفاطمه خاتون )) در محلات پایین ودر دامنه تپه ای قرار دارند وبر فراز این بقعه دو گنبد هرمی شکل قرار گرفته است .واما اگر از اماکن گردشگری بگذریم ؛ محلات به (( شهر گلها )) نیز معروف وبه تعبیری (( هلند ایران )) است از این شهرستان سالیانه بیش از بیست ودو ملیون شاخه گل گلدانی وشاخه ای از گلخانه ها واراضی گلخیز آن به بازارهای کشور وکشورهای دیگر صادر می گردد وسعت گلزار های این شهرستان حدود 900 هکتار است که در آنها 120 گونه گل از گونه های ؛ میخک ,گلایول , مریم , داودی,زنبق , کاکتوس , مینا , رز, پتوس , محبوبه شب , عروس فیلکوس , ختمی , انواع انجیر , مو , خرزهره , پاپیتال , دیفن با خیار , وانواع بذر بنفشه , گلایول , زنبق , مریم , وانواع درختچه های گل پرورش می یابد .برای بهبود پرورش گل وصادرات آن به کشور های دیگر (( ایستگاه تحقیقات گل وگیاه )) در این شهرستان تاسیس شده است . اولین جشنواره گل وگیاه از دهم تا هفدهم شهریور ماه 1380 خورشیدی در محلات برگزار شد واکنون همه ساله برگزار می شود وباز دید کننده های فراوانی از سراسر ایران وسایر کشور های جهان از آن بازدید می کنند .از صنایع وصادرات شهرستان محلات ؛علاوه بر فراوری سنگهای تزیینی وساختمانی که شرح آن در مورد نیمه ور آمد؛ تولید پوشاک ( تریکو ) نیز یکی از صنایع ومنابع تولیدی شهرستان محلات است که به کمک ماشین های کامپیوتری وفول کامپیوتری بافته می شوند وبه سراسر کشور صادر می گردند . ((حلوا ارده )) نیز از صادرات وسوغات محلات است که می توان آنرا از کارگاه های تولیدی حلوا ارده ومغازه ها خرید وبه ارمغان برد .هنرقالی بافی وقالیچه بافی نیز در این شهر رونق دارد ومتداول ترین بافت آن معروف به (( ساروق )) است که در شهرت جهانی دارد . حال میخواهیم به (( آبگرم محلات )) برویم وبرای این منظور دو باره وارد میدان ورودی به شهرمحلات از جانب جاده اصلی ( نیمه ور-باقرآباد – محلات خمین) شده وبجای این که وارد این جاده اصلی شویم , میدان را نیم دور زده وبه سمت چپ پیچیده ووارد جاده ای می شویم که به سمت آبگرم محلات می رود در گذر بسوی (( آبگرم محلات )) از کنار روستا های (( لریجان )) , ((نخجیروان )) وچند شهرک وچند کارخانه صنایع فر آوری سنگ عبور می کنیم ودر بلاخره وارد محوطه آبگرم محلات می شویم در این محوطه ((هتل آبگرم محلات)) وجود دارد که علاوه بر اسکان می توان در حمام های آن دوش آب گرم معدنی گرفت ویا در وانی پر از آبگرم معدنی مدتی آرمید وآب درمانی کرد ولی مهمان پذیرهای دیگری نیز وجود دارند که در آنها نیز می توان بیتوته کرد واز استحمام در حوض های آب گرم آنها خستگی وبیماری را از تن زدود وآب در مانی کرد در اطراف دهکده آب گرم محلات چند ین چشمه وجود دارد که اسامی آنها عبارتست است از؛ شفا – جوش – سلیمانی – سودا – دنبه بک – حکیم – نینه – سیاه کهر- دونبه دو – چاه مسجد . آبهای معدنی شفا – سلیمان – حکیم در ردیف آبهای معدنی سولفات کلسیم قرار داشته وخیلی گرم می باشند ومنشاء عمیق زیر زمینی دارند تصور میرود منشاء زیر زمینی هرسه آب یاد شده یکی باشد ولی از سه مظهر گوناگون جریان می یابند دمای برخی ازاین آبها تا حدود 38 الی 40درجه سانتی گراد میرسد با توجه به نوع چشمه ها ودمای آب آنها ، درمان درد ها وبیماری های ؛ سیاتیک – رماتیسم – فلج های عصبی – وبیماری های پوستی مانند درماتیت مزمن واگزاما را به آبهای معدنی وگرم محلات نسبت می دهند. پس از استحمام در آبهای گرم محلات راه خودرا بسوی شمال و بسوی روستای (( نینه )) ادامه میدهیم نینه روستایی کوهستانی است ویکی از منابع در آمدی آنها مدیریت واشتغال در مهمان پذیرهای منطقه آبگرم محلات است سپس روستای نینه را ترک کرده و جاده اسفالته را جهت رسیدن به روستای تاریخی (( خورهه )) ادامه می دهیم تا به یک دو راهی میرسیم راه سمت راست (شمال شرقی) بسوی روستای (( دودهک )) وراه سمت چپ ( شمال غربی ) بسوی (( خورهه)) می رود وما وارد راه سمت چپ شده وبه روستای خورهه می رسیم این روستا بنا بر باور برخی مورخان 2500سال قد مت دارد خورهه در دامنه کوه (( خورزن )) قرار دارد وشاید نام آن از این کوه گرفته شده زیرا (( خور )) بمعنی آفتاب است . کهن ترین اثر باستانی خورهه (( میلییونا )) است واین نام بعلت وجود دو عدد ستون سنگی ( میله مانند ) به سبک یونانی است که بنا برنوشته مولف تاریخ قم ( که تاریخ تالیف آن به هزار سال پیش می رسد), چهارستون بوده است,برخی باستان شناسان مانند ؛ گریشمن , آندره گدا , آرتورپوپ , واندنبرگ , وهرتسفلد , این ستون های سنگی را مربوط به یک معبد باز مانده از دوران سلوکیان میدانند وسلوکیان جانشینان اسکندر مقدونی در ایران بوده اند .اگر چه برخی از باستان شناسان ایرانی این بنا را که بازمانده عصر سلوکی – اشکانی است نه معبد ونه آتشکده بلکه آنرا بقایای یک کوشک یا کاخ عظیم دانسته اند که دارای بیش از بیست ستون بوده است . در شمال وبه فاصله 150 متری این بنای با ستانی چشمه ای بنام (( وزوان )) از زمین می جوشد وبعلت شوری آنرا (( چشمه شوره )) نیز می نامند بعلاوه در شرق بنای باستانی وچشمه آن بنای امامزادگان ((ابوالقاسم واسحاق وحلیمه خاتون )) (ع) قرار دارد که هر سه در یک آرامگاه مدفونند در پیرا مون بنای امامزادگان, سنگها وقبور فرا وانی یافت می شود .از آن جمله دوسنگ قبر بر جسته ومکعب مستطیلی شکل است که بر روی آنها شکل دو سرو بلند حجاری شده ومربوط به دو برادر است که بر روی آنها تاریخ 1031قمری و1034 قمری حک شده است .خورهه دارای 9 رشته قنات دایر است . حال از خورهه مستقیما ودرجهت خاور بسوی روستای (( دودهک )) می رانیم تا ازآنجا وارد شاهراه (دلیجان – سلفچگان ) شویم وبه قم وتهران باز گردیم واما در این مسیر باز گشت بد نیست بدانیم مابین خورهه ودلیجان یکی از غارهای منطقه ی محلات بنام ((غارشاه بلبل )) وجود دارد ودر نزدیکی این غار مجسمه ای وجود دارد که اهالی آنرا (( مجسمه عمرو))یا ((عمره )) می دانند پژوهشگران بر این باورند که این (( مجسمه آناهیتا )) فرشته یا مهربانوی باران وآبها در باور ایرانیان قبل از هخامنشیان است .متاسفانه باد وباران به شدت این مجسمه را فرسوده است .در غار شاه بلبل چشمه کم آبی وجود دارد و این غار از نظر اهالی مقدس است وآنان نذ ورات خودرا نزدیک این غار برده وبین اهالی تقسیم می کنند.
______________________________________________________________________ با اینکه نگارنده سفرها ومشاهدات فراوانی درمورد شهرمحلات دارد، از منابع زیر نیز سودبرده است؛*
منابع وماخذ ؛ (1) خلیل شیرازی محلاتی ، (( تاریخ اجتماعی وزندگانی مشاهیر شهرستان محلات ))، انتشارات کارین، 1380.*
(2) اکبرافاضلی ،(( سیمای شهرستان محلات)) ، چاپخانه مهرمحلات ( انصاری ) ، چاپ اول ، بی تاریخ
(3) فرهنگ جغرافیایی آبا دیهای جمهوری اسلامی ایران ، (( سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح )) ، جلد 59سال 1369 .
(4) فرهادی دکترمرتضی ، (( شهرستان محلات کانونی تاریخی با جاذبه های بسیار در پیرامون اراک )) ، فصلنامه تحقیقات فرهنگی هنری ( راه دانش) ، شماره مسلسل (1) ، صفحه 53،بهار وتابستان 1374.

For the last ten years, theoretical physicists have shown that the intense connections generated between particles as established in the quantum law of ‘entanglement’ may hold the key to eventual teleportation of information.
Now, for the first time, researchers have worked out how entanglement could be ‘recycled’ to increase the efficiency of these connections. Published in the journal Physical Review Letters, the result could conceivably take us a step closer to sci-fi style teleportation in the future, although this research is purely theoretical in nature.
The team have also devised a generalised form of teleportation, which allows for a wide variety of potential applications in quantum physics.
Once considered impossible, in 1993 a team of scientists calculated that teleportation could work in principle using quantum laws. Quantum teleportation harnesses the ‘entanglement’ law to transmit particle-sized bites of information across potentially vast distances in an instant.
Entanglement involves a pair of quantum particles such as electrons or protons that are intrinsically bound together, retaining synchronisation between the two that holds whether the particles are next to each other or on opposing sides of a galaxy. Through this connection, quantum bits of information – qubits – can be relayed using only traditional forms of classical communication.
Previous teleportation protocols have fallen into one of two camps, those that could only send scrambled information requiring correction by the receiver or, more recently, “port-based” teleportation that doesn’t require a correction, but needs an impractical amount of entanglement – as each object sent would destroy the entangled state.
Now, physicists from Cambridge, University College London, and the University of Gdansk have developed a protocol to provide an optimal solution in which the entangled state is ‘recycled’, so that the gateway between particles holds for the teleportation of multiple objects.
They have even devised a protocol in which multiple qubits can be teleported simultaneously, although the entangled state degrades proportionally to the amount of qubits sent in both cases.
“The first protocol consists of sequentially teleporting states, and the second teleports them in a bulk,” said Sergii Strelchuk from Cambridge’s Department of Applied Mathematics and Theoretical Physics, who led the research with colleagues Jonathan Oppenheim of Cambridge and UCL and Michal Horodecki of the University of Gdansk.
“We have also found a generalised teleportation technique which we hope will find applications in areas such as quantum computation.”
Einstein famously loathed the theory of quantum entanglement, dismissing it as “spooky action at a distance”. But entanglement has since been proven to be a very real feature of our universe, and one that has extraordinary potential to advance all manner of scientific endeavor.
“There is a close connection between teleportation and quantum computers, which are devices which exploit quantum mechanics to perform computations which would not be feasible on a classical computer,” said Strelchuk.
“Building a quantum computer is one of the great challenges of modern physics, and it is hoped that the new teleportation protocol will lead to advances in this area.”
While the Cambridge physicists’ protocol is completely theoretical, last year a team of Chinese scientists reported teleporting photons over 143km, breaking previous records, and quantum entanglement is increasingly seen as an important area of scientific investment. Teleportation of information carried by single atoms is feasible with current technologies, but the teleportation of large objects – such as Captain Kirk – remains in the realm of science fiction.
Adds Strelchuk: “Entanglement can be thought of as the fuel, which powers teleportation. Our protocol is more fuel efficient, able to use entanglement thriftily while eliminating the need for error correction.”
The paper Generalized teleportation and entanglement recycling can be viewed here