I think that the electric field will impact the brain, red blood cell iron building Vrsvbhay cranial blood vessels, such as a magnetic tape recorder can be a lot of information from the brain to give us the idea that technology is just needed.
University of Cambridge
Technical institute

نوشته شده توسط عزیزالله سمیعی  | لینک ثابت |

Oxford has shown for the first time that the brain has mechanisms it can use to protect itself and keep brain cells alive. Researchers hope harnessing this ability could help in treating stroke and preventing other neurodegenerative diseases in the future. http://www.ox.ac.uk/media/news_stories/2013/130225.html

نوشته شده توسط عزیزالله سمیعی  | لینک ثابت |

University of Cambridge

Research 

News

Mathematical breakthrough sets out rules for more effective teleportation

Credit: Jurvetson from Flickr

New protocol advances solutions for more efficient teleportation - the transport of quantum information at the speed of light.


For the last ten years, theoretical physicists have shown that the intense connections generated between particles as established in the quantum law of ‘entanglement’ may hold the key to eventual teleportation of information.

Now, for the first time, researchers have worked out how entanglement could be ‘recycled’ to increase the efficiency of these connections. Published in the journal Physical Review Letters, the result could conceivably take us a step closer to sci-fi style teleportation in the future, although this research is purely theoretical in nature.

The team have also devised a generalised form of teleportation, which allows for a wide variety of potential applications in quantum physics.

Once considered impossible, in 1993 a team of scientists calculated that teleportation could work in principle using quantum laws. Quantum teleportation harnesses the ‘entanglement’ law to transmit particle-sized bites of information across potentially vast distances in an instant.

Entanglement involves a pair of quantum particles such as electrons or protons that are intrinsically bound together, retaining synchronisation between the two that holds whether the particles are next to each other or on opposing sides of a galaxy. Through this connection, quantum bits of information – qubits – can be relayed using only traditional forms of classical communication.

Previous teleportation protocols have fallen into one of two camps, those that could only send scrambled information requiring correction by the receiver or, more recently, “port-based” teleportation that doesn’t require a correction, but needs an impractical amount of entanglement – as each object sent would destroy the entangled state.

Now, physicists from Cambridge, University College London, and the University of Gdansk have developed a protocol to provide an optimal solution in which the entangled state is ‘recycled’, so that the gateway between particles holds for the teleportation of multiple objects.

They have even devised a protocol in which multiple qubits can be teleported simultaneously, although the entangled state degrades proportionally to the amount of qubits sent in both cases.

“The first protocol consists of sequentially teleporting states, and the second teleports them in a bulk,” said Sergii Strelchuk from Cambridge’s Department of Applied Mathematics and Theoretical Physics, who led the research with colleagues Jonathan Oppenheim of Cambridge and UCL and Michal Horodecki of the University of Gdansk.

“We have also found a generalised teleportation technique which we hope will find applications in areas such as quantum computation.”

Einstein famously loathed the theory of quantum entanglement, dismissing it as “spooky action at a distance”. But entanglement has since been proven to be a very real feature of our universe, and one that has extraordinary potential to advance all manner of scientific endeavor.

“There is a close connection between teleportation and quantum computers, which are devices which exploit quantum mechanics to perform computations which would not be feasible on a classical computer,” said Strelchuk.

“Building a quantum computer is one of the great challenges of modern physics, and it is hoped that the new teleportation protocol will lead to advances in this area.”

While the Cambridge physicists’ protocol is completely theoretical, last year a team of Chinese scientists reported teleporting photons over 143km, breaking previous records, and quantum entanglement is increasingly seen as an important area of scientific investment. Teleportation of information carried by single atoms is feasible with current technologies, but the teleportation of large objects – such as Captain Kirk – remains in the realm of science fiction.

Adds Strelchuk: “Entanglement can be thought of as the fuel, which powers teleportation. Our protocol is more fuel efficient, able to use entanglement thriftily while eliminating the need for error correction.”

The paper Generalized teleportation and entanglement recycling can be viewed here

نوشته شده توسط عزیزالله سمیعی  | لینک ثابت |

living in ocean چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 21:10
 i
Azizollah Samiei wrote a recommendation for University of Cambridge.
we must learn how to live in the ocean when there is not dry land on earth planet or do not we can live in dry land to the very reasons
University · Cambridge, Cambridgeshire
96,076 were here · 122,323 likes

نوشته شده توسط عزیزالله سمیعی  | لینک ثابت |

دوشنبه یکم شهریور 1389 13:12

                      ((جستجوی تجربیا ت نزدیک مرد ن -NDE))

 ترجمه ازسایت http/www.theage.com.au/articles/2004/03/22/107993578423. Html

آیا تجربیاتی قوی وحقیقی در لحظات ((نزدیک مردن )) برای انسان وجود دارد ؟ ویا اینکه خیر،این یک آرزو،خیال و افسانه است.

درجواب باید گفت که اکنون  دانشمندان درسطح ومقیاس وسیعی درحال مطالعه برای یافتن پاسخ این پرسش اند.

ده نفراز تعداد بسیارزیا د بیمارانی که ازسکته قلبی برگشت کرده ونجات یافته بودند تجربه خود را درنزدیکی مردن(Near-Death experiences research)

یا(NDE) گزارش کردند ودردوره ای درسال 1975میلادی مورد استفاده قرارگرفت ، پس ازاینکه فیزیکدان

 آمریکایی رایموند موودی Raimond Moody کتابی ابتدایی را در NDE بنام (( زندگی بعد اززندگی

 LIFEafterLIFE )) انتشار داد. آن کتاب درسیزده میلیون نسخه بفروش رسید . هرکس که دلیل وبرهان

 رایموند موودی را برای ابدیت می خواهد بداند آن کتاب را تهیه کند. اما ،سپس بسیاری ازاین شوروهیجانها

 ی مردم کاهش یافت . بااین حال  پژوهشگران ودانشمندانی درآمریکا ودربریتانیا ودر نیوزلند بطورجدی این

 پژوهش را ادامه دادند. دربریتانیا دکترسام پارینا  Dr Sam Parina ودیگری ،دانشمند وعصب شناس

 معروف دکترپیترفنویسک Dr Peter Fenwick ، مبادرت به مطالعه درمقیا س وسیعی کردند که درآن

میان تجربه پدیده خارج از بدن را(که کاربرد آن گفتگوی طبی برپایه قوه ادراک واحساس است) مورد توجه وجستجوقرار دادند.

آنها شیئی را خارج از مسیردید یک بیمارقلبی که پدیده خارج ازبدن را تجربه میکرد قراردادند وازوی

 خواستند آنچه را که می بیند گزارش کند . مطالعات غیرقاطع بودن وبی نتیجه بودن آنرا ثابت کرد [ یعنی

 بیماربااین که احساس پدیده خارج ازبدن را تجربه میکرد ولی وجود آن شیئ خارج ازمسیردید را گزارش

نمی کرد - مترجم] . مطالعات پارنیاParina وفنویسک Fenwick دوازده بیمارستان را درانگلستان

پوشش داد. بسیاری که NDE داشتند (حالات نزدیک مردن را تجربه میکردند) حالات یکسانی راگزارش می

 کردند مانند؛احساس خارج ازبدن بودن وشناورشدن درفضا ،مسافرت دریک تونل یا دالان تاریک که

درانتهای آن تونل نوری وجود دارد واحساس غیرقابل وصفی ازخوشی ولذ ت وعشق وآرامش .بعضی مواقع

 آنهاملاقات خود را با یک هستی ما ورای طبیعی ونیز گاهی وجود خودرا درانجمنی ازبستگان ، دوستان

وآشنا یان فوت شده گزارش می کردند.این تجربه ها صرف نظرازفرهنگ، مذهب ، سن و........بطورنسبی

 برقرار بود. تمام این گونه بیماران که اینگونه احساس ها را داشتند،پالس [یعنی ضربان الکتریکی مغزیا

قلب- مترجم] بسیارضعیف داشتند ومردمک چشم آنها ثابت بود وبه نورشدید جواب نمی داد ولی البته هنوز

مرگ مغزی نشده بودند. وهمه اینها تمام آن چیزی بود که پاریناوفنویسک درپژوهش میدانی NDE داشتند .

آیا همه اینها شبیه یک خواب دیدن نیست؟ وآیا یک خیا ل ووهم می تواند باعث شود که به مغزاکسیژن وقند

کمتری برسد؟ ولی نکات مورد مطالعه پارینا نشان می دهد که درمدت سکته ووقفه قلبی وپیشرفت بیماری

 قلبی ، کارکرد کره مغزدارای وقفه ها وایست ها یی می شود.مطالعات الکتروآنسفالوگرافی EEG

(نوارمغزی) نشان داده است که فعالیت الکتریکی مغزدرده ثانیه پایانی توقف ضربان قلبی متوقف می

شود.حال اگرقلب دوباره شروع به ضربان کند ، مغزدربیش ازدوساعت بعد زمان شروع ضربان قلب دوباره

 فعالیت خود راآغازمی کند.این یکی ازمباحثات ودلایل پارینا است که می خواهد آزمایش قراردادن شیئی

درمکان بالای بیماروخارج ازخط دید وی [که درابتدا ازآن سخن رفت مترجم] مورد بازبینی وتحقیق قرارگیرد.                                           

کلید حل رمز این موقعیت ها، درواقع درزمان انجام  تجربه است .پارینا گوید: اگربتوان ثابت کرد که این

دوره یا پریود هوشیاری ها ی بیماردرحالتNDE (تجربه حالات نزدیک مردن)، براستی درطول انجام سکته

 قلبی واقع شده باشد،دراین صورت دلالت برمطلبی سترگ وزدن حرفی گنده است .ولی کسی درجهان علوم

 پایه وجود ندارد که به پذیرد اندیشه وفکرممکن است ازمغز ، هستی جدا گانه ای داشته باشد.دکترسوزان

بلاک مورDrSuSanBlackmore مدرس ارشد دانشگاه وست انگلستان ، شروع به مطالعه درباره این

 پدیده کرد ولی هرچه بیشترNDE را آزمایش می کرد ، کمترمتقاعد می شد که توضیح ماورای مادی وخارج

 ازدرک بشری برای آن داشته باشد. درضمن پژوهشگرانی مانند استا نیسلاوگروف Stanislav Grof

وجان هالیفاکس Joan Halifax ادعا کردند که ؛ NDE های بیماران به طورساده تجربه بازگشت به تولد

 آنها می باشد. نوردرخشان پایان تونل که درنظرآنها می آید،به یاد آمدن بازشدن رحم یا بچه دان مادربرای

تولد آنهاست .وسپس پرشدن تونل ازنورسفید به یاد آمدن ماما است که بچه را ازرحم خارج می

 کند ..وادعاهای دیگرآنها که گویند؛ تجربیا ت نزدیک مردن خیال ،وهم،وتجسم است . ولی اگرچنین باشد پس

 چرا هرکس بخش یا قسمتی ازآن رادرنزدیک مردنش تجربه خواهد کرد؟

ولی بلاکمورBlack more آزمایش کرده است که درNDE عامل مشاهده نوری درآغازودر درانتهای

 تونل به طورساده ((اختلال وپارازیت )) درلایه بینایی مغز است که اغلب این پدیده دربیماران صرعی

ومیگرنی تجربه می شود.ودرنتیجه NDE پدیده ای بی مانند وبی نظیرنیست.

کا ردیولوژیست [ متخصص قلب -مترجم] آمریکایی میشل سبوم Michel Sebom  میگوید که؛ برخی از

 بیمارانش به طوردقیق گزارش میکنند حرکت سوزن هایی را درما نیتورینگ دستگاه، با وجود آنکه چشما

نشان بسته است ودرحالت غیرهوشیاری قراردارند.

ولی بلاکمور Black more به ما یاد آوری می کند که آخرین حس گمشده ما در شنوایی است .  آیاامکان

 دارد که باز ماندگان بیماری که در اثر سکته قلبی در گذشته است [ شاید به علت اندوه و فشارروحی

واضطراب شدیدی که دارند-مترجم] به یاد آورند گفتگو ومکالمه بین دو پزشگ معالج را؟ وآنچه ازآنها شنیده اند؟

 همچنین برای بازما ندگان پس ازمرگ کسی ، زندگی پیش روی آنهادر یک آن جلوه میکند ومیدرخشد،

 بلاکمور گوید یک احساس خوب برای انسان میتواند عامل ساده ای باشد برای رها کردن وآزاد کردن ترکیب

 شیمیایی اندورفین endorphin درونی درمغز در طول وادامه آسیب روحی که به شخص وارد شده است

  [ که نتیجه آن کاهش احساس درد وکنترل احساسات وهیجان است- مترجم ].

به هرحال پارنیا گوید، اینها فقط تئوری هستند.اینکه آیا این تجربیات برخاسته ازجهان ماورای ماده هستند

 ویا پسیکولوژیکال[ روانشناسانه] ویا فیزیولوژیکال ،هنوزمورد بحث وگفتگومی باشد. آنچه  که مورد

اطمینان است این استکه NDE نوعی دگرگونی وتغییر در زندگی است

بلاکمورBlackmore گوید، نخستین تجربه نزدیک به مرگ من [ که سپس ازمرگ نجات پیدا کردم] بسیار

 واقعی تر از زندگی معمولی بود واحساس واقعی برخاستن از یک خواب را می کردم.ولی یک دانشمند خوب

 علوم پایه توضیح خواهد داد تجربیات را به مردم وکمک خواهد کرد که مردم برای آنها  ارزش قا ئل باشند.

ما ممکن است قادرباشیم راه هایی را کشف کنیم که ما را به گذرگاهی بیوشیمیکال هدایت کند وبه حس لذت

 NDE مارا برساند که ازاین روش برای به کنترل درآوردن افسردگی می توانیم ازآن استفاده کنیم .

 

 

 (مترجم عزیزالله سمیعی- شهریور1389وبا تشکر ازآقای علی سمیعی پژوهنده متن انگلیسی)                                                      

نوشته شده توسط عزیزالله سمیعی  | لینک ثابت |

((مغزسه گانه THE Triune Braine)) پنجشنبه هفتم مرداد 1389 22:29
                

 نوشته یM.AlanKazlev-2003           ((مغزسه گانه-THE Triune Brai  ))                                                                                              

پاول مکلین PaulMacLean عصب شناس معروف پیشنهاد داده بود که ؛ جمجمه انسان تنها یک مغزرادرخود نگاه نمی دارد، بلکه دربرگیرنده سه مغزاست . وهریک ازآنها نماینده فاصله ی تکامل تدریجی لایه وقشری است که برروی لایه قدیمی تر شکل گرفته است ( شبیه لایه های دوران های تاریخی درعلم باستان شناسی ) و( پاول مکلین) آنها را(( سه گانگی )) یا((تثلیث )) مغزمی خواند. نا مبرده اکنون مدیر آزمایشگاه تکامل ورفتارمغزدرپولسویلPoolesvill ومریلندMaryland است .وی می گوید؛  درجمجمه ی ما سه مغزعمل میکند مانند ((سه کامپیوتربیولوژیک متصل به هم ، که هریک ازآنها دارای هوش وزیرکی ویژه ، ذهنیت ویژه ،  دارای احساس درک زمان وفضا، وحافظه متعلق به خودش می با شد )).                                      

 او از[ دیدگاه تکاملی] ، لایه جدید مغز(نئوکورتکس neocortex) را به مغز پستانداران جدید ارجاع میدهد؛ کناری (حاشیه ای) یعنی قدیمی تر آنرا به مغز پستانداران دنیای قدیم  ولایه سوم یعنی کهن ترین را به مغزخزندگان نسبت می دهد. هرکدام ازاین سه مغز،توسط اعصاب به دوتای دیگر اتصال یافته اند ولی به نظرمی رسد که که هرکدام با سیستم خودش  به طور جداگانه با ظرفیت های جدا ومشخص عمل می کند.

این فرضیه دارای نفوذ وقدرت فراوانی است ومارا مجبوربه تجدید نظردرباره چگونگی کارکرد مغزمی نماید.

قبلا" فرض می شده که بالاترین سطح مغز یعنی لایه یا قشرجدید، به لایه های پایین ترحاکم وچیره است. ولی

مکلین MacLeanنشان داد که این  یک وضعیت کلی نیست وآن لایه ای که پایین تراست وحکم به هیجانات واحساسات می دهد ، میتواند کارکرد های مغزرا دردست گرفته وآنها را کنترل کند .

جالب است بدانیم که بسیاری ازرمزهای محرمانه روحی وسنتی آموخته شده به ما در سه نقشه یا پلان هوشیاری واقع اند ودرسه مغزمتفاوت وجود دارند. گورد جیف Gurdjieff ارجاع می دهدانسان را به سه- هستی یا وجود که تبلوریافته درسه مغزاست ، یک مغزبرای روح ،یکی دیگربرای جان ودیگری برای بدن .

ایده ای مشابه این را می توان درکابالاه ( Kabbalahتفسیررمزی تورات ) ودر( Platonismفلسفه افلاطونی) ودرجا های دیگردرپیوستگی روح با سر،نفس- دل،وبدن  یافت .حال به بررسی هریک ازمغزهای سه گانه می پردازیم:                                                                                                                                                               

1-      1-  مغز خزنده (reptilian Braine) مغزکهن اولیه است که توسط مکلین Complex R- ( آر- کمپلکس ) نامیده شده است،دربرگیرنده مغزکهن اولیه ومخچه است وکهن ترین مغزاست که ساختمان آن شامل : طناب نخاعی ،پل، مخچه،مغزمیانی(مزانسفال) است. شکل آن کروی و زرد رنگ پریده است وشامل پیاز حس بویایی است . درجانورانی مانند خزندگان ،تنه مغزومخچه حکم فرما است و به این دلیل است که معمولا"وبه طورعادی ارجاع داده می شود به(( مغزخزنده)) .و دارای نوع برنامه ها ی رفتاری کهنه وقدیمی است نمونه های آن در مارها ومارمولک ها ست، و(( انباشته وپراست با حافظه های نیاکانی)) . و آن درخود حفظ می کند برنامه های تکراری یکسان رفتاری را بارها وبارها وهرگزازاشتباهات وخطا های خود درس نمی آموزد. (( مطابق ومرادف آنچه آسری آیوروبیندونوAurobindo نامیده << اندیشه وتفکرمکانیکی >> است )). این گونه مغز ماهیچه ها ونیروهای عضلانی وتعادل اتوماتیک کارکردهارا کنترل می کند، مانند، نفس کشیدن وضربان قلب. این قسمت ازمغزحتی درخواب عمیق نیز فعال است .

2-     مغزپستان داران دنیای قدیم(سیستم کناری یا سیستم لیمبیک Limbic System):درسال 1952میلادی مکلین برای نخستین بارنام خود رابربخش میانی مغز ((سیستم لیمبیک)) سکه زد .اومغز بیشترپستانداران وبه ویژه  نمونه  هایی از پیشین ترین آنها را با هم مطابقت داد . مغزپستانداران قدیمی تردرسیستم لیمبیک قراردارد ومرتبط بااحساسات وغریزه وهوش طبیعی جانوری است . تغذیه ، احساس ورفتارهای جنسی است . آنگونه که مکلین مشاهده کرد، هرچیزکه دراین سیستم احساسی موجود هست (( یاسازگارودلپذیر ویا ناسازگاروناگواراست)).بقاء جانور وابسته به اجتناب ودوری کردن ازدرد وتکرارلذت است.

هنگامیکه این بخش ازمغز[میانی] با جریان خفیف الکتریکی برانگیخته شوداحساسات گوناگون چون

لذت ،خشم ،مسرت ،ودرد وغیره ، حاصل می شود.هیج احساسی به مدتی طولانی دریک مکان ساکن

یافت نشده است. ولی همچنان سیستم لیمبیک برای برمسند وجایگاه نشاندن احساس وهشدارها وانفعال ها

وشارژ کردن حافظه کاملا"ظاهرمی شود. ازدیدگاه فیزیولوژی ، آن [مغزمیانی] شامل ،هیپوتا لاموس(hypothalamus) ،  

هیپوکامپوس(hippocampus) وآمیگدالا(amygdala)[بادامه درمغز] می باشد وآن کمک می کند.الف-به تصمیم گرفتن درمورد خاموشی یاسکوت(مثال :

 

 هنگامی که درنزدیک شدن بسوی چیزی نسبت به آن احساس مثبت ویا منفی دارید،که دربوداییسم ارجاع

به حس ودنا داده می شود ویا هنگامی که بسوی هشدا ری واخطاری حرکت می کنید وبه آن نزدیک

می شوید)  ب- به وجود آوردن رفتارهای غیرقابل پیشگویی .مغزمیانی دارای ارتباطات وسیع وعظیم درونی با

لایه رویی جدید مغز(neocortex) است ،بنابراین درجه خلوص عمل کرد های مغزصددرصد مربوط به

سیستم لیمبیک ویا صددرصد مربوط به لایه رویی(cortical) نیست بلکه آمیزه ای ازهردوی آنها ست.

ادعای مکلین درمورد یافتن پایه های فیزیکی سیستم لیمبیک برای ادعایی دوگماتیک وخسته کننده ،پایه

بیولوژیک قراردادن تابعیت اندیشیدن با احساس کردن ،توجیه منطقی خواهش و آرزوها ، همگی باعث

مشاهده خطری بزرگ درتمام قدرت سیستم لیمبیک شد که پیشتر اوآنرا نمی دانست ، این خوارشمردن

 سیستم لیمبیک مغزپستان داران دنیای قدیم تمایل بالا بردن جایگاه خودمان ونیزبرمسندنشاندن ارزشهای

مان است تا نشان دادن پیشرفته  شدن لایه رویی جدید مغزی (neocortex).

3-     مغزپستانداران جدید(لایه رویی جدیدمغزneocortex) مغزبلند مرتبه وعقلایی وخردگرا ی پستانداران جدید ، همیشه تمامی نیم کره مغز راکه بیشترین ساختارآن ازنوع کورتکس ولایه جدید یانئوکورتکس است دربردارد ونیزشامل برخی لایه های زیرین و گروههایی از گره های عصبی(neuronal)استبه مغزراسته ی پستانداران نخستین پایه(primatemammals) مربوط است ودرنتیجه در گونه های بشری، بالاترین مشخصه  ای که کارکردهای انسان را ازجانوران[ازنظرفیزیولوژیک] متمایزمی سازدلایه کورتکس است. مکلین به لایه کورتکس نسبت مادراختراع وپدرتجریدی اندیشه میدهد.درانسان لایه کورتکس دوسوم جرم توده مغزرا تشکیل می دهد.همچنین تمام جانوران دارای لایه نئوکورتکس می باشند ولی درآنها نسبتا"کوچک است با بودن یا نبودن تعدادی طبقات ولایه های نازک وظریف (که نشان دهنده مساحت ، پیچیدگی وپیشرفت یاارتقاء است). موش بدون لایه کورتکس انصافا" نرمال عمل کند با درنظرگرفتن این نکته که انسان بدون لایه کورتکس یک گیاه است .

کورتکس به دونیم کره راست وچپ تقسیم می شود که به مغزچپ وراست معروف است نیمه چپ

کورتکس ، سمت راست بدن را کنترل می کند ونیمه راست کورتکس ، سمت چپ بدن را . همچنین مغز

سمت راست بیشتر ویژگی یافته درکارهای تجریدی موسیقی وهنری است درحالی که  ویژگی مغزسمت

چپ بیشتردرنطق وزبان است .         (مترجم عزیزالله سمیعی- هفتم امرداد ماه 1389 خورشیدی )

نوشته شده توسط عزیزالله سمیعی  | لینک ثابت |

اشياء ناشناس پرنده / يوفوها ( UFOs) پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 22:5

(( اشياء ناشناس پرنده / يوفوها ( UFOs) ))

 *مقدمه :يوفو(ufo) ياشيء ناشناس پرنده ،عبارتست ا ز: هرواقعيت يا تصورشيء پرنده در آسمان است كه بعد از بررسي ورسيدگي نا شناس با قي بما ند .

پژوهشگر (يوفو) بنام ( آ لن هينك / J.Allenhynek) توضيح ميدهد كه (( گزارش احسا س ومشاهده شيئ يا نور ديده شده در آسمان يا ظهورآ ن بر فراز جزيره اي ، مسير گلوله ، جنبش و تحرك هاي كلي وعمومي ورفتارهاي درخشان وشبنمايي كه فرض ودليل منطقي وحتي توضييح قرار دادي ندارد و............را به (يوفو ) نسبت ميدهند )) .

بسياري ا ز مردم براين باورند كه ( يوفو ) يك حيله فضا يي است وعده اي نيز چنين باوري را ندارند . اغلب دانشمندان علوم وآ كادميسن ها هوا خواه وخوا ها ن پژوهشي استاندارد براساس گفته ( كارل ساگان / carl sagan)هستند وي گويد: (( روشن بيني وادعاي فوق العاده ]درباره مطلبي بسيارمهم [ نيازبه مدرك وگواه فوق ا لعاده دارد )) . درنتيجه انتقاد ها اغلب متوجه كساني است كه پذيرفته اند (يوفوها) سفينه هاي  فضايي ماوراي زمين مي باشند .

  • گزا رشها يي ازعهد باستان درباره (يوفوها ) :

گزارشهاي عجيب ازمنا ظرآسمان ]خيالي يا واقعي [ درسراسرتاريخ ثبت وضبط شده است .

برخي از اين گزارشها ممكن است مربوط به شهابها يا ستارگان دنبا له ويا متعلق به پديده هاي نوري آ تمسفرمانند خورشيد نمايي ( خورشيد كاذب ) وغيره باشند كه هنوزنا شناخته باقي مانده اند . تعدادي از معروف ترين اين گزارشها بقرار زير است :

1-    كتاب ( ا زكيل /Book of Ezekiel) ، مشاهده آغاز بالا وپايين رفتن چيزي را درآسمان همراه با دود وشعله وباچرخهايي كه درونش چرخان بوده است گزارش كرده است .

    مهندس هوا فضاي ( ناسا / NASA) ، ( ژوزف بلومريج /Blumrich) يكنوع كشتي فضايي را طراحي ومحاسبه كرد كه به گمان وي قطعا ت آ ن درست مطابق شيئ ديده شده براساس كتاب ( ازكيل ) است ، بعنوان مثا ل (بلومريچ ) چرخش آن شيئ فضايي را با يك هلي كوپتر چرخنده هنگام نشستن ويا برخاستن نشان داد .

2-    در حدود 1450 پيش ا زميلاد ودرعصرحكمرا ني (توماس سوم فاروها /Pharoah Thumos III) ، توضيح وگزارشي در باره (( چرخهاي آتشين )) پرنورترا زخورشيد وجود دارد كه درچند روزظاهرشدند ودرنهايت با بالا رفتن درعمق آسمان نا پديد شدند.

3-    ارتش الكساندر بزرگ ( اسكندر ) درسا ل 329 پيش ا زميلاد وهنگا ميكه از رود خانه اي درهندوستان عبورميكرد (( دوسپرنقره اي رنگ )) ديد كه ستونهاي ارتش وي با ديدن اين سپرها با رها د چار هرا س ونگراني مي شد . ونيزدرسال 322 پيش ازميلادكه الكساندر، آغازبه گشتن در(( فوء ني كيا /Phoenicia)) نمود((سپرپرنده ديگري )) را ديد كه مسير حركت آن شيئ مثلث گونه بود وتصورمي شد شيء بزرگتري از آ ن براي شكستن حصار ها وديگر دفاعيات شهرتيرهاي نورا ني پرتاب ميكرد ارتش الكسا ندربه سرعت از اين موقعيت پيش آمده سود برد وآن شهررا تصرف كرد وسپس آ ن شي ء ناپديد شد .

4-    درسال 1235 بعد از ميلاد ارتش ( اوريت سامه /Oritsume) درژاپن نورمرموزي را درآ سمان ديد .

5-    راهب ومورخ ( ويليام نيوبورگ ) دركتاب (( وا قعه نگاري )) گويد:درسال 1290ميلادي را هب كل وراهبا ن كليساي دورافتاده اي در( يوركشاير) ، موقعي كه شي ء مسطح ، گرد ونقره اي رنگي از فراز آسمان كليسا پرواز كرد دچار ترس شدند .

6-    درچهاردهم آ پريل سال 1561ميلادي درآسمان شهرنورنبرگ آ لمان بارها گروهي از اشيا ء استوانه اي وكروي شكل پديدار شدند كه ظا هرا" آنها درگير رزمي هوايي شده بودند .

  • نخستين گزارشهاي عصرنوين ا ز( يوفوها ) :

پيش از پرواز سفينه هاي فضايي سا يوز]كه نخستين سفينه هاي فضايي بودند كه توسط اتحاد جما هيرشوروي سابق به فضا پرتاب شدند [، از اواسط قرن نوزدهم تا نزديكي قرن بيستم گزارشهاي عجيبي از پديده هاي هوايي ناشناخته وجود دارد كه برخي از اين گزارشها چنين است :

1-    درهفدهم ماه نوامبر 1882ميلادي منجم مسئول ثبت مشاهدات ]رصد خانه [ گرينويچ سلطنتي گزارش توضيح داد كه درهنگا م مشاهدات به اشياء عجيبي درآسمان       برخورد كرده است كه به ا شكال ، ((صفحه )) ، (( اژدر)) و (( دوك )) بوده ا ند ،  وي توضيح داد كه آ نها بسيار متفاوت ترا زگويهاي آتشين شهاب ها بودند .آ ن ا شياء عجيب توسط منجمان ديگراروپا نيز ديده شدند .

2-    دراواخرقرن نوزدهم گزارش شد كه شكا فهاي بوجود آمده دربدنه كشتي هاي هوايي    ]زيپلن ها [ توسط بازديد كننده هاي ما وراء زميني ترميم وا تصا ل داده ميشود .

يكي از مشهورترين اين گزارشها درسا ل 1897ميلادي به عمل آمده است كه براساس آن :

بدنه كشتي هوايي   ( آ يورا - تگزاس ) كه دراثر برخوردي شكسته شده بود به طورغيرمنتظره وعجيبي ترميم شده بود .

]لازم به تذ كراست كه ؛ زيپلن ها بالن هاي بزرگ دوكي شكل قابل هدايت بودند كه ازگاز هيدرژن پرمي شدند وچون گازهيدرژن نسبت به هوا بسيارسبك تراست ( تقريبا"  15مرتبه )، بنا براين بالن بخوبي به هوا ميرفت وبكمك آ ن مسافران وبارزيا دي را ا زراه هوا جا بجا ميكردند متاسفانه تعداد ي ازاين كشتي هاي هوايي بعلت آتشگيربودن شديد گازهيدرژن آ تش گرفتند كه باعث كنار گذاشته شدن آ نها شد - مترجم ) [.

3-    درتاريخ 28 فوريه 1904 ( ا ل . ت . فرا نكوا سكا فيلد ) كه بعدا" فرمانده ناوگان پا سيفيك شد ، گزارش داد شكافي كه توسط جا شوا ن ‌]كاركنان كشتي[ دركشتي (U.U.S.Suply) در400 كيلومترمايلي غرب سا نفرا سيسكو ا يجاد شده بود بشكل مرموزي ترميم شد . ( اسكا فيلد ) نوشت كه ؛ (( اشيا يي بشكل سه نوردرخشان درآ سمان بشكل پلكاني مي پريدند انها ا ززيرابرها ظا هر شدندوخط سيركشتي راتغييردادند وسپس بالا ترا زا برها پريدند وا ززمين دورشدند .

4-      گزارش هاي متعد دي ا زنوع بالا در سالهاي 1930ازكشتي هاي هوا يي وجود دارد .

5-    درطول جنگ جهاني دوم ودرما نورهوايي اروپايي ها وژاپني ها گزارشهايي مبني بر        ظهورجنگنده هاي فريبنده كه هوا پيما هاي كشورهاي شركت كننده درمانوررا كه درمحورپيشروي قرار داشتند ، تعقيب مي كرده اند وجود دارد.

6-    درسال 1946 ميلادي بيش ا ز2000گزارش درباره هواپيما هاي ناشناس ا زمليت هاي اسكاندبنا وي گزارش شده است ونيزگزارشهاي منزوي شده اي ا زمليتهاي فرانسوي ،پرتغالي ، ايتا ليا يي ويوناني و.......

 *عصر يوفو :

عصريوفودر جنگ جهاني دوم ودرآمريكا وبا گزارش ديده شدن يك يوفو توسط يك تاجربنام (كنت آ رنولد ) در24 ماه ژوئن سال 1947 ميلادي آغازشد نامبرده هنگاميكه با هواپيماي شخصي درنزديكي (مونت را ينير/MOUNTRAINIER) پروازمي كرد، گزارش داد كه9 شيء برجسته ودرخشان را ديده است كه ا ز ( را بينر) به سوي نزديكي ( مونت آدامس ) با سرعتي باورنكردني كه درحدود 200مايل درساعت تخمين زده مي شد پروازمي كردند وسپس (مونت آدامس ) اخطاريا توجهي پرمعني ومهم از آ نها دريافت كرد .

(آ رنولد) بعد ها گفت كه آ ن ا شياء پرنده شبيه نعلبكي ، شبيه نيمه ماه ونيزشبيه ديسكي مسطح بودند .

گزارش هاي ديگري نيزاز ساير كشورها رسيد كه شايد پرمعني ترومهم ترآن مربوط به خطوط هوايي (( متحدين )) بود آن گزارش اين بود كه بيش از9 شيء د يسك مانند درچهلم ژولاي برفراز( آ يدا هو ) مشاهده شده است وسپس هفته ها روزنا مه هاي آ مريكا داستا نهايي ازبشقاب هاي پرنده ويا ديسك هاي پرنده چاپ كرده وا نتشار دادند .

در9 ماه ژولاي 1947 اداره اطلا عات نيروي هوايي آ مريكا با همكاري ( اف . ب . آِ ي /F.B.I) شروع به ثبت قانوني بهترين مشاهدا تي را نمود كه شامل مشاهدا ت (( آرنولد )) وپرسنل نيروي هوا يي آمريكا بود و(F.B.I) براي ثبت ورسمي نمودن مشاهدات ا زتمام دانشمندان علوم طلب ياري نمود ونيزا زآ نها خواست مشخص كنند كه آيا اين پديده هاي مشاهده وگزارش شده علمي هستند يا خير؟ .

پژوهش هاي علمي ا ين فكروا نديشه را به وجود آ ورد كه شايد اين اشياء پرنده نتيجه هاي    پديده هاي نجومي ويا جوي باشند ويا اينكه ممكن است آ دمهاي ماشيني قابل كنترل از راه دور( ربا ت ) باشند. سه هفته بعد انجمن متشكل ا ز( F.B.I) ودانشمندان علوم وپرسنل نيروي هوايي به اين نتيجه رسيدند كه (( بشقا بهاي پرنده هميشه ناشي ا زپديده هاي طبيعي ويا خيالي نمي باشند بلكه آنها گاهگا هي وا قعي هستند )) .

بعلاوه بررسي هاي علمي وتكنيكي توسط فرماندهي صنا يع هوايي به نتايج مزبوررسيد كه :

 

(( پديده هاي ديده شدن ا شيا ء نا شنا خته دربعضي مواقع وا قعي هستند وا ينكه اشيا ئي به اشكال بشقا ب هاي فلزي وبه بزرگي سفا ين فضايي ساخت انسان ديده شده كه داراي مشخصه هايي چون سرعت صعود بسيارزياد ، نداشتن صدا ، نداشتن اثري به دنبا ل ، كه پرواز هاي گاهگاهي داشته ودربرخورد با را دارها بنظرمي رسد رفتاري حيله آ ميز دارند ، مي توانند واقعيت داشته باشند اين اشياء مي توانند هم بصورت دستي وهم بصورت خود كاروكنترل ،

از راه دورباشند )) .

درماه سپتا مبر1947 ميلادي ( نيروي هوايي آمريكا ) به طوررسمي واداري رسيدگي به پديده ( يوفو/UFO) را آغازكردواين رسيدگي ها نيروي هوايي را به آفرينش پروژه هايي دراين رابطه هدا يت كرد ودر سال 1952پروژه ( كتاب آ بي /BLUBOOK) امضاء شد درسال 1970پرونده پروژه آ بي بسته شد ودرپايان اين برسي ها نيروي هوايي آ مريكا ، بجاي نام متداول ( بشقاب پرنده /Flying saucer)  نام ( شيء نا شنا س پرنده / Undentified Flying Object) را كه به صورت خلا صه ( يوفوبت /.B U.F. O) را انتخاب كرد كه خلا صه تر(يوفو/U.F. O) مي نامند و(يوفو) را چنين تعريف كرد :

 ((يوفوب (يوفو)هرشيء هوايي است كه داراي مشخصه هاي بسياربرجسته آ يروديناميكي باشد، طرح وچهره آ ن غيرعادي باشد وبا هرنوع هوا پيماي شناخته شده عصرحا ضرمطابقت نداشته باشد وقطعا" نتوان هم خانواده آن شيء فضايي را معين كرد).

آ يين نامه (يوفوب) همچنين ميگويد:

(( (يوفوبها/UFOs) به عنوان احتما ل تهديدهاي سري عليه ا يالات متحده آ مريكا بررسي شدندوازمنظرتهديد تكنيكي مورد توجه قرار گرفتند )) .

درضمن به پرسنل نيروي هوايي آمريكا مستفيما" گوشزد شد كه (( به خبرگزاريها مطالبي اظهارنكنند و با آ نها بحث نكنند )) .

* يوفوشناسي (UFOLOGY) :

يوفوشناسي رشته اي نووتازه است وبحث ميكند درباره گزارشهايي هوا خواهان اين رشته وكارهاي انجمن يا (( اتحاديه يوفوشناسي )) . تا زماني كه يوفوشناسي بعنوان يك برنامه پژوهشي آ كادميك حضورنداشت بررسي موضوعا ت متفاوت مطرح شده ، درسالهاي متمادي حوزه يا ميدانهاي متفاوتي ازعلم شامل مي شد ند . دولتهاويا آكادمي هاي علمي مستقلي دركشورهاي :

ايالات متحده آمريكا ، كانادا ، بريتا نيا ، فرانسه، بلژك ، سوئد، برزيل ، مكزيك ،اسپانيا ، واتحاد جماهيرشوروي ]سابق[، بررسي ميكردند گزارشهاي مختلفي را كه درباره يوفو درزمان هاي متفاوت بد ست مي آمد وشايد بهترين مطالعه وبررسي پروژه (( كتا ب آ بي )) بود كه شرح آ ن گذ شت .

بررسي هاي برجسته ديگردراين زمينه عبارتست از بررسيهاي :

1-(روبرت سون پا نل /Robertsonpanel) درسال 1953ميلادي .

2- انجمن يا كميته اغماض (Condoncomite) درطول سالهاي 1966 تا 1968 .

3- پروژه بررسي تووينك ( Twink) ياتوپ هاي سبز آتشين ( Thegreen Balls) .

4-پا نل استوروسك (Panel Sturrock) درسال 1998

5- پروژه فرانسوي (GEPAN-SEPRA) درسالهاي (2004- 1977 ) .

6- مطا لعه گروهي ( كومتا / Cometa) درسا لهاي ( 1994- 1996 ) .

* طبقه بندي يوفوها (: (UFOcategorization                                                          

برخي ا زپژوهشگران برمبناي مشاهدات ومطابق با چكونگي پديده وشكل اشياء پرنده گزارش شده، طبقه بندي هايي را انجام داده ا ند كه نمونه اي ا زا ين نوع طبقه بنديها چنين است :

1-    بشقاب هاي فرفره مانند يا سفاين فضايي ديسكي شكل نام مرئي بدون صدا ي هيچگونه موتورجلوبرنده اي درروز يا شب .

2-    سفا ين فضايي بزرگ مثلثي شكل كه سه فواره نورازسه گوش آن درحال فورا ن است .

3-    سفاين فضايي سيگارمانند كه نوري ازپنجره هايش درحال تا بيدن است ( گلوله هاي آتشين شهابها دربرخي مواقع چنين گزارش شده است ) .

4-    به اشكال ديگري مانند ؛ كره ، گنبد ، الماس ، توده بي شكل وسياه ، تخم مرغ ، استوانه ومثلثي .

*سيستم هينك (Hynek System) :

( جي . آ لن هينك / J.Allen Hynek ) ، جداي ا زطبقه بندي ذكرشده دربالا طبقه بندي ديگري را براي يوفوها گسترش دا د ، تقسيم بندي وي برا سا س مشاهدا ت شش گانه وي است . وي دراين تقسيم بندي نقطه قطع مشاهده را درفاصله 500 فوتي( 1500متري  ) نسبت به شيء مشاهده شده درنظرمي گيرد وباتوجه به اين نكته سه گونه مشاهده درنظر مي گيرد :

1- گونهN.L يا (نورهاي شبانه / Nocturnal Lights)؛ وآ ن عبارتست ا نورهاي غيرعادي

        درآ سمان شب .

     2- گونه D.D يا ( قرص هاي نوراني درشب /DaylightsDiscsوآن عبارتست ازهرشيء غيرعادي كه درآسمان روزديده شود وحتما" لازم نيست كه قرص مانند با شد

     3- گونه R.V يا (حالت هاي قابل مشاهده توسط رادار / Radar Visual Cases) ؛ وآن عبارتست ازاشيايي كه با رادار وهم با چشم قابل ديدن با شند .

    ا ما ازگونه هاي ذكرشده گونه اي مفيد تراست كه برمدرك يا مداركي مستند باشد لذا گونه ( R.V)كه شامل د يدن اشياء بارادارمي باشد دقيق تروگونه (N.L) ازدقت پا ئيني برخورداراست زيرا چشمهاي نورخورده انسان درشب اغلب درديدن پديده ها يي مانند ؛ شها بها ، نورستارگان ويا هواپيماها دچارگيجي واشتباه ميشود . گزارش هاي گونه (R.V) بيشترجنبه كمي دارد.

بعلاوه ما با سه زيرگروه (C.E) مواجه هستيم كه فكرمي كنيم ا زنظرمدرك ارزشمند باشند زيرا دربرگيرنده آ ثارارزشمند فيزيكي مي باشند كه اين آ ثارقابل اندازه گيري اند .واما زيرگروهاي مورد نظرعبا رتند از :
CE;1 : شامل اشيا ئي است كه درنزديكي ما ديده ميشوند بدون اينكه برمحيط اطراف خود آثاري برجاي گذارند .

CE:2:همان حالت CE:1است با اين تفاوت كه برمحيط اطراف آثاري برجاي گذاشته وبا عث تداخل امواج ا لكترومغنا طيس درپيرامون خود ميشود .

CE:3: علاوه براينكه دوحالت1 و2C را دربردارد، ا شغال مكاني وفضايي شيء ناشناس هم درآن ديده مي شود .

زيرگروهاي CE(هينك/ Hynek) اكنون گسترش زيادي يافته است وا ظهارت يا ادعا هاي ربوده شدن آدمها توسط (( بيگانه هاي فضايي )) وتوجيه كردن بسياري از پديده هاي ناشنا خته را دربر ميگيرد.
 * سيستم والي (Vallee System) :

(وا لي) طبقه بندي ديگري را در( يوفو ) شناسي بنيان نهاد كه ازبسيا ري جها ت به سيستم (هينك ) كه شرح آن گذشت برتري دارد  .اين طبقه بندي شامل پنج گونه يا پنج تيپ زيراست :

((تيپ شماره اول)) : اين تيپ شامل زيرمجموعه  هاي(a-b-c-d) مي باشد- اين نوع يوفوها به اشكال غيرعادي مشا هده ميشوند ، اشكالي مانند ؛ كروي - صفحه اي - حالت هاي بسته وجمع شده اي درروي زمين (به بلندي درخت يا كمتر) كه ممكن است با مجموعه اي ا زآثار برمحيط ا طرافش نيزهمراه با شد همچون گرما ، شبنما يي ويا همراه با اثريا آ ثار مكا نيكي اما زيرمجموعه هاي ((تيپ شماره اول)) بقرار زيراست :

 a- يوفو، نزديك ويا روي زمين باشد .

 b- يوفو ،روي ويا نزديك سطح آ ب باشد .

 c- ظهوريوفوهمراه با اشغا ل قابل توجه فضا مكان همراه باشد براساس مشا هدا ت جالبي كه گزارش شده است ؛ سخن گفتن يوفوبا انسان درا ين حا لت با اشا رات ، شبنما يي ويا به كمك امواج (سيگنا ل ها ) بوده است .

 d- ا شياء مشا هده پيشاهنگ يا ديده وريك گردونه زميني (يوفوي روي زمين ) بوده اند .

((تيپ شماره دوم )) : اين تيپ هم شامل زيرمجموعه هاي (a-b-c) مي باشد كه اين نوع يوفوها ، به شكل هاي استوانه وبه حالت عمودي درآ سمان ديده شده اند وگروهي از آنها ابر افشا ن يا انتشار دهنده ابر بوده اند . اين پديده دريوفوها بانام هاي متفا وتي همچون ؛ (( سيگار- ابر)) يا    (( كره- ابر)) همراه است . ا ما زيرمجموعه هاي (( تيپ شماره دوم )) بقرار زيراست :

 a- يوفو در آ سمان بطورمنظم حركت مي كند .

  b- يوفو به صورت ايستگا ه ويا پا يگاهي است كه اشيا ئي ا زآن برخاسته ويا اشيا ئي را شبيه ماهواره مي گيرد .

 c- يوفوتوسط اشياء ( يوفوهاي ديگر) درمحاصره است .

(( تيپ شماره  سه)) :اين تيپ شامل زيرمجموعه هاي (a-b-c-d-e) مي باشد ، كه اين نوع يوفوها به اشكال تخم مرغي ، ايستگا ه درآ سمان و..... ديده شده اند . اما زير مجموعه هاي  ((تيپ شماره سه )) بقرار زيرا ست:

a-درجا پرزد ن يوفو بين دوپريود يا دوره حركتي با حالت ا فتا دن يك برگ، بالا وپا يين رفتن يوفو دراين حالت شبيه آ ونگ ( پاند ول ) مي باشد.   

b- قطع ادامه پرواز ، درجا پرزدن وسپس ادامه حركت .                                                       

c- تغييرنما يش وآ را يش ظاهري درهنگام درجا پرزدن وبعنوان مثا ل ؛ تغييرشبنمايي ، تغييرتوليد شيء ويا اشياء ديگر ا زخود .

d-هجوم شيء اصلي ]يوفواصلي[ كه درميان اشياء متعدد فضايي قرار دارد .                 

e- تغييرنا گهاني خط سيردرهنگام پروا زدرسطوح فضايي متعدد .

(( تيپ شماره چهارم )) : اين تيپ شامل زيرمجموعه هاي   (a-b-c-d) مي باشد . اما زيرمجموعه هاي (( تيپ شماره چهارم )) بقرارزيراست :

a- پرواز ممتد ولاينقطع.

b- خط سير ساختگي نزديك سفينه فضايي فرضي ]كه يك حيله فضايي است [ .

c- ايجاد خط سيرموجي يا زيكزا كي .

d-داشتن فرم يا شكل مشخص پرواز .

(( تيپ شما ره پنجم )) : اين تيپ شامل زيرمجموعه هاي (a-b-c) ميبا شد. مشاهده اين نوع از يوفوها به صورت اشياء غيرعادي ونا معلوم است . بعنوان مثا ل ؛ ماده بصورت كامل رخ نمي نما يد يا به منصه ي ظهورنمي رسد وساختار وحالت ماده مشخص نمي باشد . اما اشارا تي كوتاه به زيرمجموعه هاي (( تيپ شماره پنجم )) بقرار زيراست :                                       

a-   امتداد ، وسعت ، وقطرظهوريوفوها(اشياء ) و منبع يا سرچشمه شبنما يي ( لومينسانس ) آ نها مشخص نيست .

b- اشياء (يوفوها ) داراي كمترين حركت وجنبش بوده وبه صورت نقطه يا منبع نوراني ساكن هستند                                                                                                                                                                          c- اشياء شبيه ستاره بوده وبه تندي درآ سمان حركت ميكنند واحتمالا" داراي خط سيرويژه يا مخصوص هستند                                                                                                             

* مدارك يا مستندا ت فيزيكي درمورد (يوفوها ) : 

بجزمشاهدا ت معمولي ، مدارك فيزيكي از بسياري حالت هاي مطالعه شده يوفووجود دارد كه اين مدارك توسط ارتش ها وآژانسهاي علمي - نظامي كشورهاي گوناگون تهيه وگردآوري شده است . مدارك فيزيكي شا مل اطلاعا ت ومداركي است كه از روش هاي غير مستقيم وبه روش هاي سنجش از راه دور تهيه شده اند ما نند ؛ استفا ده از رادار و........بيشترمدارك بدست آمده حاصل تا ثير متقا بل ( يوفو/UFO) برمحيط اطرا فش مي باشد .                                                    عده اي از يوفوشناسان برخي از اين مدارك را فريب دادن هاي يوفو انگا شته اند وعده ديگراز يوفوشناسان آن ها را پديده هاي حا صل دست اتسان دانسته اند . درضمن به پاره اي از رخ دا د ها برچسب (( ناشناخته )) يا (( غيرقابل قبول توضيح )) مي زنند كه تجزيه وتحليل چنين حالت هايي   نتايج مبهم و قطعي را دربرخوا هد داشت

ليستي از مدارك متعدد فيزيكي توسط كشورها واشخاص خاص تهيه شده است كه برخي ازآنها درذيل آ مده است :

1-    رد يا بي بازخورد امواج را داري از پايگاه هاي متعدد كه تا كنون بهترين روش آ گاهي از فعاليت هاي نظامي وكنترل هاي عمليا تي مي باشد و بطورهمزمان با رصد هاي چشمي صورت مي گيرد . يكي از تازه ترين نمونه ها شناسايي ورصد پروازآ هسته وخا موش يك (( شيء سياه وسه گوش )) برفرازكشوربلژيك درسال 1989 و1990 مي باشد كه مسير اين پرنده توسط رادار هاي متعدد (( نا تو)) وجت هاي ارتش بلژيك رد يا بي شدند وعكس ها واسناد آ ن موجود است . ومورد مشهور ديگراز اين نوع  درسال 1986 توسط نيروي هوايي آ مريكا ( F.A.A) مورد رديابي وشناسايي قرار گرفت .

2-    مدارك فيزيكي ديگر شامل ؛ عكسها ، فيلم ها ي ساكن ( اسلايد ) ها وفيلم هاي متحرك ويد يويي است كه تعدا دي از آ نها درطيف نورمادون قرمز( I.R) تهيه شده اند .

3-    تغييرا ت شد ت ميدان جا ذ به (G) وآ شفتگي هاي امواج مغنا طيسي هنگا م ظهوراين اشيا ء ناشنا خته ( يوفوها ) ثبت شده است .

4-    مدا رك فيزيكي ديگر مربوط به گما نه زني هاي اثرات ظهور( يوفو) مي باشد مانند ؛ سوختن يا خشك شدن زمين وشكستن شاخ وبرگها ي درختان بدون علت ظاهري ، ظهور ميدان ها وآ ثارمغنا طيسي خلا ف قاعده دراشياء ]به ويژه درفلزا ت وآ لات وا دوات ا لكتريك مغناطيس [ ونيزذوب شدن وتغييرشكل فلزات نيزثبت شده است .

5-    آ ثارفيزيولوژيك ظهور( يوفو) برمردم وجا نوران نيزگزارش شده است ما نند ؛ فلج شدن اعضاء يا سكته موقت ، سوختگي پوست ، ظهورجوشها يي برروي پوست ، سوختگي قرنيه چشم ، كه نشانه هاي تا بيد ن تا بشهاي فاسد كننده بافت هاي زنده مي باشد .

نمونه هاي ا ين موارد عبارتند از : حادثه فالكون ليك (Falconlake) درسال1967 وحادثه كش - لا ندروم (Cash - Landrum) درسال 1980 وحادثه ( ونزوئلا ) درسال1886 كه اين حوادث توسط مجله هاي علمي آ مريكا گزارش شده اند وبعلاوه درآنها انبوهي ازرصد هاي يوفو ومرگ وجراحت هاي حاصل از تا ثيرات محيطي آ ن نيزآ مده است.

حالت هاي تا ثيرگذاري فيزيولوژيك (يوفو) درنشريه (( ادبيا ت وهنرU.F.O)) ، توسط (جؤف د يتمن /Geof DIttman) گردآوري وگزارش شده است .

6-    ا زديگر پديده هاي احساس (يوفو) صدا دادن گله ها ورمه هاي گوسفندان وسايرحيوا نات ميباشد كه اين چنين حالت هارا توسط تكنيك ها وفن آ وري هاي جديد مي توان تجزيه وتحليل كرد .

7-    آ ثار بيولوژيك (يوفو) برروي گياهان بصورتهاي افزايش ويا كاهش رشد آ نها وديريا زود جوانه زدنشا ن اشكار ميگردد .

8-    آ ثارالكترومغناطيسي يوفو( EM) عبارتند ؛ ازحركت بازداشتن ماشين ها ، تداخل امواج راديوتلويزيوني واختلال وانحراف در جهت يابي هاي مغنا طيسي  پدافندي وهواپيما يي وناوبري وارتبا طات ، تركيد گي وآ سيب ديدن موتورها مي باشد . ليستي دربيش از 30 مورد از نوع بالا توسط ( ريجارد. ا ف . ها ينس/  Richard F .Haines) دانشمند ( ناسا/ NASA) گرد آ وري شده است .

معروفترين حالت هاي ثبت شده نظامي ازنوع بالا درپرونده هاي اسنادي (سيا/  CIA) برروي (( تهران )) درسال 1976 مي باشد كه دراثرآ ن ارتبا طات متعدد راديويي وسيستم هاي مخا براتي  هوا پيماهاي جنگنده هاي (F-4) ازبين رفت كه حادثه دراثرآتش گشودن هواپيما هاي جنگنده برروي ( يوفو) بوده است .

9- تا بشهاي ازراه دوربرروي كشورهايي كه داراي تاسيسات هسته اي مي با شند رديابي ودراسناد ( سيا /CIA) و( اف . بي . آ /   F.B.I) درباره گوشزد ها يي شده است .

ونيزازآزمايشگاه ملي ( لوس آ لاموس/LOS ALAMOS) وآزمايشگاه ملي (اوآ ك ريد گ /Oakridge) درسال 1950 اين تابش هاي تجسسي ( يوفو) هارا گزارش كرده اند واين گزارشها در( كتاب آبي / BLUEBOOK) ثبت شده است . درحادثه آزمايشگاه( اوآ ك ريد گ / Oakridge) مذكور، رادارها با اشيا ء پرنده درگيرشدند .

10- مدارك محكم وواقعي ديگراينكه ، درسال 1957 در(يوبا توباي ) برزيل قطعا ت مغنا طيسي حا صل ازتا ثيرات (يوفو) بد ست آ مد كه توسط دولت برزيل درآزمايشگاه ها آ ناليز شد . همچنين درحادثه سال 1964 ( اسكورو/ لوني زا مورا- SCORRO/ LONNIEZAMORA)آثارفلزي برجاي مانده ازتا ثيرات ( يوفو) توسط ( ناسا /NASA) آنا ليز( تجزيه ) شد .

11- تابش هاي امواج الكترومغنا طيس (يوفو) همچون امواج ميكروويو( امواج ريز) به خوبي شناسا يي شده اند . مثلا" درسال 1957 ودرمراقبت هاي پروازي هواپيمايي ( RB-47) اين امواج بكمك دستگا هها توسط دانشمندا ن مشا هده شده است . يكي از دانشمندان بنام ( جيمزهاردر/ JAMESHARDER ) علت پيدايش اين ميدان هاي قوي را (( اثرفاراده )) ميداند .

بررسي ومقايسه مدارك علمي فيزيكي درسال 1998 توسط موئسسه ي ( استوروسك يوفو پا نل /STURROCK UFO PANEL) انجام شده است .

** نكته مهم !

كوشش هايي ميشود كه گزارش هاي آ ناليزها وشواهد  ديداري ومدارك فيزيكي مربوط به (يوفوها ) به گونه هاي ديگري جلوه داده شود . مثلا" ؛ ( جيمزكمپل /James McCampell) دركتابش بنام ( بي قاعده گي اشياء پرنده /Unconventional Flyingobjects) ومهندس موشكي نظامي بنام (هرمن او برت /Herman Obert) ،نظريا تي مبني براين دارند كه چگونه (يوفو) بدون اينكه غرش صوتي ايجاد كند ] يا به ا صطلا ح شكسته شدن ديوار صوتي شنيده شود [ مي تواند  با سرعتي بسيار بالا تراز صوت پروازكند؟  

درپاسخ به پرسش بالا، ( لي ك ميرا بو/ Leiek Mirabo) پرفسورمهندسي فيزيك معتقد است كه احتما لا" ؛ هواي جلوي سفينه فضايي ( يوفو) بصورت پلاسماي ماده ] حالت چهارم ماده [  درمي آيد و       حا مل امواج ريز] صوتي [ ميشود ] كه  خارج از دامنه شنوايي ما است [ .

    * توضيحات آ ماري :

ازآمارگرد آوري شده توسط نيروي هوايي آ مريكا ومطا لعه برروي آ نها درمي يابيم كه نسبت (( رصدهاي با تشخيص صحيح )) به (( رصد هاي باتشخيص غلط )) كه ناشي ازفريب ويا حالت هاي روحي رواني غير عادي است برتري قوي دارد درضمن (( درصدي از حالت هاي رصدي وجود دارد كه توضيح قابل قبولي براي آ نها وجود ندارد )) .

     ازمطا لعات دانشمندان مؤسسه( با تل مموريا ل / Memorial Battel) چنين دريافت مي شود از3200 رصد انجام شده ( نيروي هوايي آ مريكا / U.S.A.F) كه درسال 1954 صورت گرفته است ، 22 درصد آ نها نا شناخته ودربهترين حا لت درحدود 30 درصد نيزحل نه شده باقي ما نده است .

  مطا لعات علمي دولت فرانسه درموضوع ( يوفو) بنام ( ژپن - سپرا /GEPAN - SEPRA) ازسال 1976 تا 2004 ليستي رااز 5800 حالت ارا ئه ميدهد كه در حدود 14 درصد آن غيرقابل توضيح است .

  • ايده هاي عمومي درتوجيه وتفسيريوفوها :

اظهارات عامه مردم را دردو عنوان مهم مي توان دسته بندي كرد ، كه اين سه دسته عبارتست از:

ا لف : استد لال كنندگان وجود (يوفو ) : نكات برجسته اظهارات اين دسته ازمردم چنين است

1- فرض هايي را بروجود وديدن موجودات هوشمند ما ورا ء زميني مي توان پذيرفت .

2-فرض هايي را درقرار گرفتن انسا ن ما بين ا ابعاد هستي ميتوان در نظر گرفت .

3- فرض هايي مبني بر عدم توانايي وبضاعت علمي ما درتوجيه علمي ( يوفو) وجوددارد.

4- اين پنداروجود دارد كه (يوفوها) ماشين زمان باشند ويا نويد گردونه هايي هستند كه در زمان هاي آ ينده ساخته مي شوند .

ب - اظهارات شكا كين وجود ( يوفو ) : نكات برجسته اطهارات ا ين دسته ازمردم چنين است:

1- ممكن است ديدن ويا باور وجود يوفو مربوط به خطا هاي روا نشناسا نه باشد .

2- فرض اينكه يوفوها هوا پيما ها وسفينه هاي نظا مي ساخت بشر باشد وجود دارد .

3- فرض هاي پديده هاي طبيعي ناشنا خته درميان است همجون ، توپهاي درخشنده ونوراني وموجوداتي مثل جن وپري .

4- فرضهايي مبني بر اثرنورهاي زميني زياد كه باعث خسته شدن چشمهاي انسان وخطاي بينايي مي شود موجود است .

(( معمولا" تركيبي ازمطالب اظهارشده دربالا برگيرنده تراست ودربعضي مواقع استدلال كنندگان وجود يوفوبه شكاكين وجودن آن نزديك ميشوند )) .

  • ا شياء شناخته شده پرنده (IFOs) :

نتا يج مطا لعات 50 الي 90 درصد گزارشهاي ديده شدن آ نچه ( يوفو) يعني (( شيء نا شناس پرنده )) ا نگاشته مي شود ، سرا نجام وعا قبت به (( آ ي فو )) يعني (( شيء شناخته شده پرنده )) ، مي انجامد وفقط ده الي بيست درصد باقي مانده (( مربوط به شيء ناشنا خته )) مي شود .

همچنين مطا لعات نشان مي دهد درصد كوچكي از گزارش هايي كه به ( يوفو) نسبت داده مي شود ، (( حقه ها وفريب هاي سنجيده است )) .

مطا لعات نشان مي دهد كه خطا هاي تشخيصي در3 طبقه بندي پايه اي قرار ميگيرند كه عبارتند از :

1-    خطا هاي با علل فضا يي ونجومي ما نند : سيارا ت ، ستا رگان ، شها بها وغيره .....

2-    هوا پيما ها .

3-    با لون ها .

درصد خطا هاي بالا درحدود 80 الي 90 درصد ا ست ودرصد هاي باقي مانده خطا هارا علت هاي د يگر ما نند : پرندگان ، ابرها ، سراب ها ، ونورافكن ها بخصوص نور افكن هاي گردان وجستجو گر تشكيل مي دهد . دروا قع  نسبت در صد اشياء شنا خته شده پرنده ( IFOs) به اشياء نا شناخته پرنده (UFOs) بستگي به شخص بررسي كننده دارد  كه با توجه به د قت ويا خطاي شخصي ومطا لعا تي كدام را (( شيء شناخته شده )) وكدام را(( شيء نا شنا خته))ا نگارد ودامنه تغييرات اين نسبت درصد به پايه مفروضا ت ، ارزيابي وسنجش وديد گا هاي سهل گيرانه ويا ا نتقاد آ ميز وخرده گيرانه ونفوذ ا شخاص وا يجاب سيا ست ها وروشهاي مطالعاتي بستگي دارد واز سالي به سا ل ديگر ميتواند تغيير كند وبالا وپايين شود .

  • فريب ها (Hoaxes) :

ازميان تعدا دزيادي مردم كه رصد هاي ديداري از (يوفوها ) را گزارش مي كنند ، برخي از آنها فريب كاري مي كنند البته نه اينكه به طور آ شكارا اين كاررا ميكنند به هرحال بسياري از مدعيان ديدن (يوفو) با داستان هاي ساختگي سيا هكاري ميكنند. واما نمونه هايي ازاين نوع :

1-    ( جورج آ دا مسكي /George Adamski) مدعي پروازهايي با ( يوفو) بود.

)  برخي باوردارند كه برخورد وي با يوفو تجربه اي واقعي بوده است ) . اما ( بيلي مير / Billymeir) بعضي از عكس هاي ارائه شده توسط ( جورج آ دا مسكي ) را بي اعتبار كرد.

2-    مدارك بي اعتبار درباره ( ماجستيك 12/Majestic 12) كه مطالب ومعاني فوق سري آمريكا را در باره (يوفو) ودرزمان مديريت ( ترومن ) شكل داده است .

3-    حادثه ( مايوري كشور ايسلند /Maury) .

4-    ( بوب لازا ر/Lazar) كه مدعي بود صداي كمك مهندس بشقا ب پرنده را كه به حالت وارونه بود شنيده ا ست .

5-    يك سري از نامه ها وجزئيا ت آ نها كه گفته مي شود از موجودات ما وراء رميني هستند .

  • روان شناسي يوفو :

مطا لعه ادعا هاي وجود ( يوفو) انسان را قادر ساخته است كه كشفياتي دربار روانشناسي وپديده هاي آ تمسفر دا شته باشد .مطالعه گزا رشهاي رصد هاي ديداري (يوفو) درحوزه روانشناسي ، معرفي وآشكار نموده است ؛ سوء تعبيرها ، اشتباها ت انسان را در بينا يي واينكه وهم وخيا ل انسان را مستعد پذيرش حقه ها وفريب ها ميكند .

*يوفوهاعنصر توطئه ها ودسيسه ها :

دربعضي مواقع فرض يوفوها عنصر توطئه ها ودسيسه هاي ماهرانه اي مي با شد كه دولت ها آنرا مي سازند ودرسطح بين المللي آ نرا به بيگانگان فرا زميني نسبت داده وپوشش ميدهند وشرح وترجمه هاي متعددي ازاين نوع وجود دارد .

بيشتر بوفولوژيست ها ( يوفوشناسان ) مي دانند كه دولت ها وحكومت ها دراين موارد چه صغرا وكبرايي مي چينند . در ايالات متحده آ مريكا اكثريت مردم آنجا براين باورند كه دولت

ازاظهارمطالبي درموارد فوق خودداري مي كند ويشترمردم نمي توانند مناظري چنين را در برا برخود تصوير ويا آ نرا اظهار كنند .

همچنين اين انديشه وتفكر را رواج ميدهند كه پديده (يوفو) آزمايش هواپيما ها واسلحه هاي پيشرفته مي با شد واز آ ن نتيجه ميگيرند كه اينها مطالب ومنا ظري سري هستند ونزد طراحان آنها بايد محفوظ نگاه دا شته شوند واگرهم ازبيگانگان باشد بايد برضد آن بينديشند .

به هرحال به استهزاء درآوردن وبه سخره گرفتن چتنين پديده اي را ( يوفو) مي توان يك تاكتيك رواني براي عدم دنبا ل كردن اين پديده دانست واين مطالب ميتواند باز خوردي به مطالب پيشين داشته باشد تا جايي كه تطبيق وبه روز كردن تكنولوژي نظامي پيشرفته جاري با بيگا نگان موردتوحه وملاحظه فرا وان قرارمي گيرد .

درضمن تعدادي از موء لفين درحاشيه مي انگارند كه تمام ويا بيشتر تكنولوژي وفرهنگ بشري توسط موجودات فرا زميني ]كه توسط يوفوها آمده اند[ پايه گذاري شده است .

  • توقيف وكتمان مدارك مربوط به (يوفوها ) :

مدارك فيزيكي يوفوها دربعضي موا قع به سرعت وبه صورت خام توسط دولت ها توقيف واز انتشار آنها جلوگيري ميشود . دولت ها موضوعاتي را همچون ؛ عدم آمادگي مردم ، سري بودن ها وپيش آ مدن مسا ئلي را دربا ورهاي مذهبي مردم  ( الهيا ت ) ، هدف قرار مي دهند .  

توجه شود به نمونه هاي زير;

1-    درهفتم جولاي سا ل 1947 ميلادي ( ويليا م رود س / William Rhodes) عكسها يي را از شيء غيرعادي برفرا ز(فونيكس آريزونا /phoenix Arizona) گرفت وآن عكسها دريكي از روزنامه هاي ( فونيكس) وبه تعداد محدود ديگري درسايرروزنامه ها ظاهرشد  مطا بق اسناد پروژه ( كتاب آ بي / Blue Book) عا مل ضد اطلاعا ت ( سي . آ ي . سي / C.I .C) وعا مل ( ا ف . بي . آِ ي / F.B.I) در29 ماه آ گوست با نا م برده مصا حبه كرده ووي را متقا عد كردند كه نگا تيو آ ن فيلم ها را به آ نها بدهد وهردو عامل اطلا عا تي محتا طانه آ ن وا قعيت عيني را پنها ن كردند و آ نها ( رودس ) را متقا عد كردند كه همراه آ نها به ( F.B.I) برود(( آ ن عكسها درمرا كز اطلاعا تي از همه جهات بررسي وآ ناليزشد وسرانجام مشخص شد كه آن ها بعضي ا ز گزارشهاي كلاسه شده وطبقه بندي شده نيروي هوايي آ مريكا در باره يوفو ميباشد )) .

2-    در27 ماه ژوئن سال 1950 ميلادي ازپرواز بشقا ب پرنده اي برفرا ز ( لوئيس كنتوسكي ) عكسي توسط عكا س ( ژورنال وپيك ) گرفته شد ، اداره ضد اطلا عا ت( ََََAFOSI ) و ضد اطلاعات  نيروي هوايي آمريكا به طور محرمانه وبا تبا د ل ياد داشتها يي با هم مذاكره كردند كه از چه را هي ميتوان بهتر ميتوان با عكاس ديدار وبا وي مصا حبه كرد تا درجهت مصلحت نيروي هوايي باشد . دريكي ا زآ ن ياد داشت ها آمده است كه :

))پسنديده خواهد بود اگر( OSI) به تواند ترتيب بدست آ وردن امن وبي خطر يك كوپي از آ ن فيلم را بطور مخفيا نه بدهد واگراين كار عملي نباشد يكي از دانشمندان نيروي هوايي اگر ممكن باشد براي به دست آوردن آ ن فيلم بطورمستقيم وارد مذاكره شود )) .

3-    درسال 1950 ودر( مونتا نا / Montana) شخصي بنام ( نيچولاس ماريا نا/ Nicholas Mariana  ) ا زبرخي ا زاشياء هوايي غيرمعمولي فيلمي برداشت كه سرانجام فيلم دردسترس نيروي هوايي آ مريكا قرار گرفت .روشنگري وپژوهش ها در باره آ ن فيلم نشان داد كه ا شياء فيلم برداري شده صفحاتي گردنده به دور خود بوده اند وهنگامي كه انسان براي نگاه كردن ويا فيلم برداري به سوي آ نها سر را برمي گرداند جا بجا مي شدند .

4-    درآ پريل سا ل 1949 توپها ي سبزرنگ وآ تشيني ( Green Fire Balls) برفراز شهر ( نيومكزيكو) ظاهر شدند ، درپايان سال 1951 گزارش شد كه بررسي ها واطلاعات دريافت شده درباره ( توپ هاي سبز ) كم ونا كافي است ، ولي بعدها اسناد مربوطه آن توسط آ گاهي بنام ( بروس ما كابي / Bruce Maccabee) افشا شد وي نشان داد كه مسير حركت آ ن اشياء درآسمان مثلثات كامل بوده است . باز سازي وبررسي دو باره اطلا عات وعكسها نشان داد كه چهارشيء با قطرحدود30 فوت با سرعت بسياربالا درحدود 30 مايلي زمين پروا زمي كرده اند ( ما كابي ) گفت ا ز قرا ر معلوم نتا يج بدست آ مده درآ خرين گزارشها توقيف شد .

5-    ( اد وارد روپلت / Edwardj Ruppelt) مديركتاب پروژه آ بي (    Project Blue Book) درسال 1952 گزارش داد كه جت جنگنده نيروي هوايي آ مريكا دراثرشليك  خلبان آ ن بسوي يك ( يوفو) آ تش گرفت . دراخبارومقالات روزنامه هاي سال 1952 نيروي هوايي آ مريكا آمد كه (( به جت دستورداده شده بود كه بشقاب پرنده را سر نگون كند )) .

6-    ( گوردن كوپر/Gorden Cooper) دانشمند فضايي هنگا مي كه نظارت وسرپرستي رصذي را درآ سمان بر عهده دا شت ، در ماه مه سال 1957 ازپرواز بشقاب پرنده اي فيلم وعكسي بسيار روشن وصا ف گرفت وگسترده نگا تيوفيلم به روشني شيء بشقاب ما نندي را نشان مي داد كه گنبدي بربا لاي آن بودوچيزي شبيه دهانه يا سوراخ برروي گنبد قرارداشت وعكاس ديگري نيز برديدن اين منظر در نگا تيو شهادت داد. ( كوپر) گفت كه ارتش با كمال قدرت آ ن فيلم را به چنگ آ ورد وسپس هيچ كس ندانست كه بر سرآ ن فيلم چه آ مد واين حادثه وخبردرتعداد معدودي ازروزنامه ها مانند ( لوس آنجلس تا يمز/Losangeles Times) انعكاس داده شد وبه طوراختصار نوشته شد كه ((عكاسي ا زيك بالون هوا شناسي تغييركه دراثرهواي داغ صحرا تغيير شكل پيدا كرده است فيلمي گرفته است )) .

7-    در22 ژوئن سال 1958 كه مدير(NICAP) بنام ( دونالد كي هول /Donald Keyhole) درشبكه تلوزيوني ( سي .بي اس /CBS) ظاهرشدودرباره بوفواظهاراتي نمود ، درصدي ازگفته هاي وي توسط نيروي هوايي آ مريكا سانسور شد. وهنگامي كه وي كوشش مي كرد خودرا از دست سانسور برهاند ورموز وا سرا رهرگز نه گفته را بگويد ، صداي شبكه ( سي . بي . اس ) قطع شد وسپس گوينده تلوزيون اظهارات ( كي هول ) را تخطي آ شكارا ز آ نچه دانسته شد كه وي اجازه گفتن آنرا نداشته است . در واقع آ نچه ( كي هول ) بيان كرد افشا كردن چهارنا دانسته ارتش درباره موقعيت هاي ميان سياره اي يوفوها بود كه شامل پروژه هاي 1948 وپروژه 1952 كتاب آ بي ودررابطه با آ ناليزمهندسي پرواز وحركت هاي يوفو بوده است .

8-    دا نشمند رصد فضايي ( جا سكووس وا لي / Jacqes Vallee) درسال 1961 گزارش داد كه وي شاهد خراب شدن رد نواري مسير اشيا ء نا شناخته درمدارزمين بوده است ( هر چند دراثرفشاردولت وگرفتارشدن دا نشمند ارشد فضا يي طرح والي بعدا" نشان داد كه چنين اتفا قي رخ نداده است ) .

9-    درسال 1965 عكاسي بنام ( ركس هفلين /RexHeflin) از( يوفو) كلاه شكلي نزديك ( سانتا آ نا ، كاليفرنيا / Santaana California) ظاهرشده بود عكس پولا رويدي گرفت وآ نرا به تعداد زياد ا نتشار داد . دوسال بعد از عوامل (NORAD) برعليه وي اقامه دعوي كردند وسه عد د ا زعكسهاي وي را توقيف كردند ولي عكسها در1993 وبطوري مرموزوغيرمنتظره به صندوق پستي ( ركس هفلين ) باز گشت .

10- دريكم سال 1967 ياد داشتي به تمام بخش هاي نيروي هوايي آ مريكا (USAF) از ژنرال هوايي ( هويت وه لس / Hewit Wheless) ا بلاغ شد كه اشخاص نا شناسي درنقش افسران وساير پرسنل نظامي ، گواهان ديدن ( يوفوها) را به ستوه آ ورده اند لذا اخطارميشود كه دربا ره ديدن يوفوها چيزي نگويند واگرفيلم يا مدركي ا زيوفو دارند توقيف خوا هد شد. ( آ .اف . او . اس . تي / AFOST) به اين وسيله آ گاهي مي دهد كه پرسنل آ گاه با شند وجلوي حوا دثي ما نند حادثه ( هفلين ) گرفته شود .

     11- درژولاي سال 1986 رادارجستجوگرموردي را برفرازآ سمان آ لا سكا نشان داد ، (جان كالا ن /JohnCAllahan) ، مدير(FAA) خلاصه رخداد را به ( سيا /CIA) وبه رئيس پرسنل علمي رئيس جمهور( ريگان /Reagan)  ونيزبه آ نا ليز كننده هاي راداري (FAA) گزارش داد درپايان ( جان كالا هان ) گفت كه : سيا (CIA) توصيه كرده است كه ، اطلا عات دريا فت شده توسط را دا ربايد ضبط وتوقيف شود ونيز چنين وا نمود شود كه اين چنين حادثه اي هرگز رخ نداده است .بعلاوه توصيه ميشود كه به رسانه ها هرگزخبري دراين باره داده نه شود زيرا ممكن است (( هراس عمومي در مردم ايجاد شود )) .

* يوفودرفرهنگ عا ميانه مردم :

درآ غازسال 1950 ميلادي باور به ( يوفو /UFO) را به تيره ها وفرقه هايي از روحانيون نسبت ميدادند وبرخي مواقع ارجاع داده مي شد به آ يين وپرستش هاي ديني . اغلب تيره ها وفرقه هاي مذكوردر باره يوفو ها سخنان كنا يه آ ميز مي زدند كه با خواست آ نها مي توان با فضا ويوفوها ارتباط بر قرا ركرد ويا ادعا مي كردند كه بين آ نها وفضا ا مكان ارتباط از راه دور( تله پاتيك /Telepathic) وجود دارد .
درميان آن مدعيان ( جورج آ دامسكي /Adamski) منحصر بفرد وويژه بود ا و ادعا مي كرد كه ؛ (( ملا قا تي با موجود قد بلند ، موبوروسفيد پوستي داشته است كه نام ونوسي ] ونوس نام ديگر ستاره ناهيد يا زهره است [ ا ش ( ا ورت هون / (ORTHON بوده است وآ ن موجود موفق شده است كه در باره خطر تكثير سلاح هاي هسته اي هشدار بدهد )) .
اگرچه ادعا هاي ( آدا مسكي ) درسطح گسترده اي رد شده است ولي هنوز اساس وپايه پندارهاي وي در ميان برخي مردم وجود دارد وهنوزآ ثار وي منتشروفروخته مي شود .

     دونفرازپا يين ترين طبقه روحانيون مزبور، تعدادي از هوا دارا ن واقعي ومحكم ( يوفو) باور خود را به دورخود جمع كردند وانجمن هايي را تشكيل دادند . مثلا" ( جورج كينگ / George king) انگليسي واهل تصوف ( انجمن آ سماني / Aetheius Society) را تا سيس كرد.ويا ( بنياد خلع سلاح /Unarius Foundation) كه ( ارنست ا ل / Ernest L) و( روت نورمن /Ruth Norman) درسال 1954 آن را برپا كردند واساس وپايه انجمن آنها هشدارموجود فضايي درباره خطر تكثير سلاح هسته اي بوده است .

بيشترگروهاي تشكيل يا فته حول فرض موجودات فرازميني سازمان يافتند . نكته جا لب اين بود كه كه بخشي از روحا نيون معتقد به ( يوفو) تمايل به اتحاد با ايده هاي مسيحيت ومذا هب شرقي پيدا كردند وآ ميزه اي از اين ايده ها را در رابطه با موجودات فرا زميني بكار بردند وخيرانديشي اين موجودات را براي مردم كره زمين در آراء وعقا يد خود رواج دادند .

انديشه وتصورا ت فوق پيچيد گي ها ي پرستشي وآ ييني وارتباط هاي جديدي در1950ايجادكرد.

درآ مريكا انتشاركتا بها يي توسط ( وا يتلي استري بر/ whitley Strieber) و( جاسكوس والي /JacquesVallee) و( استري بر/Strieber) كه ( استري بر) يك نويسنده آ ثار ترسنا ك بود ، اين احساس را ايجاد كرد كه ]بيگا نگا ن فرا زميني ويا زميني نا شناخته [ اورا مورد ا ذ يت وآزارقراردا ده وبه ستوه آ ورده اند وي درزمان گمشده اي مطيع آ زما يش ها وتجربياتي بود كه توسط بيگانه اي خاكستري رنگ برروي وي انجام مي شده است .

مدل سياه كننده ديگري از نوع بالا را ميتوان درادبيات موج بعدي تحت عناوين (( ربودن بيگانه )) ودرزمينه نمايش افسانه هاي تلويزيوني ديد مثلا" درنما يش ( پرونده هاي - X) . نكته مهم اينكه حتي درادبيات ونوشته هاي ( يوفو) كه مرتبط با بيگانه ربا يي است ، عنصر اصلي حركت وگام برداشتن درجهت خير ونيك خواهي انسان است . مثلا" ( ديويد جا كوبس / ِDavid Jacobs) باور دارد كه ما درمعرض تهاجم شبيه سازي ژنتيكي هستيم ومقاله( ( دستكاري ژنتيكي بدون نياز به روشهاي تها جمي )) وي باز تابي قوي در نوشته هاي ( هوپ كينس /HopKins) داشته است .

درسال ( 2004-1929) ، ( جوهن ماسك /JohnMack) متخصص بيماري هاي روحي روا ني باورداشت كه بردباري اخلا قي بيگا نگان فرا زميني   ]يا زميني ناشناخته [ مانند عشق محكم پيشوايا ن مذهبي هندو براي رهنمود به عقل وخرد است .

كليد ديگر گسترش فرهنگ ( يوفو) در1970 با انتشاركتا ب (( ارا به جنگي خدايان /Chariots Of the Gods) توسط ( اريش ون دا نيكن /Erichvon Daniken) زده شد . وي دراين كتا ب استدلال مي كند كه بيگانگان براي هزارا ن سال از زمين با زديد كرده اند وآ نچه از نوشته هاي وي درباره ( يوفو) استنبا ط ميشود عبارت است از عكسها يي از منا بع متعدد باستان شناسي كه ، آ نچنا ن نمي تواند رمز گشا باشد واين چنين عقايدي جديد نيستند . مثلا" درنزديكي دوران زند گي ( دانيكن ) دانشمند نجومي بنام ( كارل ساگان /Carl Sagan) درسال 1966 و دركتاب خود بنام ( زند گاني آ گا هانه در جهان/Intelligent Life in the Universe) به طورمشا بهي درباره بيگا نگان فرا زميني بحث كرده است كه آ نها به طور پراكنده توانسته اند برا ي مليون ها سال ا ز زمين بازديد كنند . ( باري دوونينگ / BarryDowning) دركتا ب خود بنام ( كتاب مقدس وبشقاب پرنده / Bible and Fling Saucers) كه از ( نجوم با ستاني ) طرح هاي متعددي ا لهام گرفته است ، تفسيراعجازآ ميز پديده هاي فضايي وهوايي كتا ب مقدس ] انجيل وتورات [ را درارتباط با بيگا نگا ن فرا زميني ثبت وضبط كرده است .

بسيا ري ا  زگزازش ها بيگا نگا ن فرا زميني را درجايگا هي قرا ر ميدهند كه انسان را درتكامل تدريجي اش هدايت مي كنند واين ايده درسال 2001 در داستا ن فيلم ( فضاي ا وديسي / Space Odyssey) مورد برداشت قرار قرار گرفت .

1970 ميلادي درواقع عصر جا لب گسترش فرهنگ (يوفو) ودرواقع تجديد ايده هاي ارتباط يوفوها با ماوراء طبيعت يا طبيعت خارق العاده وموضوعات علمي پوشيده اي است كه انسان مي توا ند به آ نها دست پيدا كند .

تماس هاي (يوفو) با وراني كه داراي عقايد وآ راء پنهان در باره يوفوبودند به تدريج درسال مذكور با هم يكي ومتحد شد به طوري كه بسياري از شركت كنندگان درجنبش يوفويي تماس با بيگا نه فضايي را ا زكا نال هاي فيزيكي وتمايلا ت روحاني وحتي به كمك حروف چاپي پذيرفته واعلام مي كردند .

سخنگوي ممتاز وبرجسته آن جريان زني هنر پيشه به نام ( شيرلي ما ك لاين /Shirley Macline) بود كه عقا يد ش دركتا بش وسر يا ل كوتاه ( خارج ا ز لبه / Out On Limb) منعكس شده است .

درسال 1970 بسياري از كتاب هاي تحت عنوان (( عصرجديد )) انشاريافت كه ايده هاي اين كتاب ها به طور برجسته درباره يوفوها وتصور وتجسم شكل آ ن ها وده است .

درپايان نيمه قرن بيستم پديده فرهنگي ( يوفو) درسطح بين ا لمللي مطرح ودرهمه جا مورد بحث ومجا مع آن در همه جا تشكيل مي شد . به طوري كه فولكوريست مشهور( توماس . اي . بولارد /Thomase Bullard) نوشت كه ؛ (( تهاجم وتخت وتاز مدرن آ گاهانه وهوشيارانه وفشار آورنده فرهنگي يوفوها وسيل بي پايان كتاب ها ، كارت هاي سلام ، وكارت هاي ويزيت ، نقش ونوشته هاي پيراهن هاي معروف به تي شرت ، سرنمك پاش ها وفلفل پا ش ها ] با اشكال ونوشته هاي گونا گون [ همگي گواهي دهنده گسترش فرهنگي يوفو درميا ن مردم بوده است )) .

مؤسسه آ مارگيري ( گا لو پ پول /Galluppoll ) درسال مذكور، آ مارعلاقه مردم به يوفوها را  ما بين موضوعا ت متداول ورايج ا ز همه با لاتر بر آ ورد كرده بود .

درسال 2002 مؤسسه آ مارگيري ( روپر پول /Roper Poll ) هم براي كا نا ل تلوزيوني ( اسكي آ ي  اف آي / SCIFI ) به نتايج مشابه مؤسسه ( گا لوپ پول ) رسيد .

آ مارنشا ن مي دهد كه؛  بيشترمردم باوردارند يوفوها سفا ين فضايي خارج ا زمرزها ي زمين مي باشند و70 درصد مردم احساس ميكنند كه د ولت ها مردم را دردانستني هاي خود در باره يوفو وامكان زندگي در خارج ازمرزهاي زمين سهيم وشريك نمي كنند و56 درصد مردم هم مي انديشند كه يوفوها سفاين واقعي هستند وبا لاخره 48 درصد مردم باوردارند كه بيگانه هاي فرا زميني  ا ز زمين بازديد كرده اند .

*سازمان هاومرا كزمطا لعاتي (يوفو) درآ مريكا :

گروهاي متعددي دراين كشور براي مطا لعه ( يوفو) شكل گرفته اند ويا اينكه عقيده وآ راء آنا ن را تبليغ ميكنند برخي ا زآ نا ن به درجاتي از روشن بيني رسيده اند درحالي كه برخي ا زآ نان در تاريكي وابهام مانده اند . ليست يا سياهه زير در برگيرنده پهناي وسيع ومتغيري از نزديك شدگان به روشن بيني درباره ( يوفو) وآ نها يي است كه پشتيبا ن اصلي وبي چون وچرا ي آ ن مي باشند . واما اسا مي سا زمان هاي آ مريكايي وعلاما ت اختصاري آ نان 1- سازمان پژوهش درپديده هاي هوايي با علا مت اختصاري (APRO) - دوره فعاليت ( 1956 الي 1988 ) ميلادي .

2-كميته ملي رسيدگي به پديده هاي هوايي با علامت اختصاري (NICAP) - دوره فعا ليت (1956 الي 1980 ) .

3- شبكه متقابل ( يوفو) با علامت ا ختصاري ( MUFON) دورفعاليت (1969 تا 2007 ) .

4- مركزمطالعات ( يوفو) با علامت اختصاري (   CUFOS) دوره فعاليت ( 1973 تا 2007 ) اين مركزبطورمحرمانه براي گروه پژوهشگر( UFO) سرمايه فراهم كرده است اين مركزدرسال 1973 توسط پرفسورنجوم ( جي آ لن هينك / Allenhynk) دردا نشگاه ( نورث وسترن / North Western) شيكا گو تاسيس شده است درضمن ياد آوري مي شود كه ( آلن هينك ) مشاوربرجسته ( پروژه كتاب آبي /Project Blu book) مي باشد .

5- سازمان ( اف يوا ف ا و آ ر/ FUFOR) كه فراهم كننده سرمايه براي پژوهش درمورد (يوفو)

است ودوره فعا ليت آ ن از 1996 تابحا ل 2007 مي باشد .

6- مركزملي گزارش (يوفو) با علامت اختصاري (NIDS)- دوره فعاليت آن ( ا ز1996 تا كنون 2007 ) ميباشد اين مركزتوسط ( پترداون پورت /PeterDavenPort) اداره ميشود وخانه ملي پا لا يش گزارش هاي مربوط به ( يوفو) است وتوسط خط ويژه تلفني ونيزروي سايت بصورت آ نلاين گزارش هارا گرفته وتنظيم مي كند .

7- مؤسسه ملي كشف علم با علامت اختصاري (NIDS) دوره فعاليت آ ن(1996 تا كنون2007)

8- مركزملي گزارش پديده هاي غيرعا دي هواپيما يي با علا مت اختصاري (NARCAP) - دوره فعاليت ( 2000 تا كنون 2007 ) . اين مركزتوسط دانشمند فضايي ( ناسا / NASA) بنام ( ريچارد .اف . هانيس/ RIchardf .Hanis) تاسيس شده است . مركزنامبرده درواقع خانه گزارش هاي هواپيمايي است ودلوا پس وعلاقه مند ( يوفوها ) وامنيت وسلامت هواپيمايي است . مركزفوق درحدود 3400 پديده غيرعادي هواپيما يي را درمدت 40 سا ل گرد آوري نموده ا است .

9- گروه جستجوگرنمونه ها ( PRG) وپديده هاي ماوراي زميني وكميته اقدام سيا سي با علا مت اختصاري (X-PRA) - دوره فعاليت ( 1996 تا كنون 2007)

10- گروه كوچكي دروا شنگتن ( دي .سي / D.C) كه بردولت برا ي ا فشاي (يوفو) فشارمي آورد .

11- مركزمطالعه اطلا عات ما وراي زميني با علا مت اختصاري ( CSETI)- دوره فعاليت ( 1990 تا كنون 2007 ).

12- پروژه افشاي ( دكترگرير/ ِDr Greer) .

13- سازمان پژوهش ربودن ا جنبي يا بيگانه بد خواه اين سازمان باور دارد كه بيگا نگان فرازميني بينها يت فريب كارند بطوري كه ادعاي ترويج صلح ود وستي دارند .

 ترجمه عزيزاله سميعي تابستان 1386

 

نوشته شده توسط عزیزالله سمیعی  | لینک ثابت |

تئوري كوانتم مغز/The Quantum Brain Theory(QBT یکشنبه بیست و دوم دی 1387 22:34

(( تئوري كوانتم مغز/The Quantum Brain Theory(QBT) ))

* (نروبيولوژي/Nerobiology) يا شناسايي سلول عصبي يا (نرون /Neron) { كه شامل جسم سلولي هسته وغشاء ميباشد- توضيح مترجم}، به مد تي طولاني دربرگيرنده مطالعه بر روي كنش ها وواكنش هاي مابين سلول هاي عصبي و( سينابس ها/Synabse) بوده است  و {(سينابس) همان گونه كه ميدانيم ، ناحيه برخورد پروتوپلاسمي دوسلول عصبي است وبه بيان ديگرپيوندگاه يا ارتباط عملي دو سلول عصبي مي باشد- توضيح مترجم}، اين مطالعات براين باوراستواربود كه تغييردرغلظت ذرات باردارا لكتريكي (يونها) درسلول عصبي (نرون)، باعث انتقال نيروهاي محركه آني(پالس هاImpulses/) به سيستم مركزي اعصاب شده ومسئول شناسايي تمام پروسه هاي سيستم عصبي مي باشند .

ولي اكنون تئوري ديگري دراين باره مطرح است كه آنرا((تئوري كوانتوم مغز)) مي نامند كه به گونه خلاصه آنرا بصورت (QBT) نشان مي دهند .واين تئوري نيز مانند ديگر تئوري هاي نوين شايستگي وارزش دنبال كردن را دارد . يكي ازبحث هايي كه (QBT) درآن وارد مي شود توضيح اين نكته است كه (( چگونه مغزما دربرابرواقعيت متقاعد مي شود ؟ )) ، ازنظركلاسيك ميدانيم كه واقعيت درحال تغيير است ومغزحتي به وسيله جزئي ترين فكروانديشه ازتغييراتي كه درواقعيت رخ مي دهد مي بايستي آگاه باشد، ولي براساس ((تئوري مكانيك كوانتيك اين غيرممكن است )) زيرا؛ مغزبراي انجام چنين تغييركوچكي فرصت وزمان لازم را ندارد  ونيزمغزنمي تواند دردامنه ي درحال دگرگون شدن باقي بماند براساس (تئوري كوانتايي مغز/QBT)؛ مدت اقامت ياماندن مغزما براي گرفتن ودريافت واقعيت دريك ناحيه ي مشخص يك لحظه اززمان است وهرگزمغزدريك ناحيه كه درحال مشاهده شيئي است تغييري نمي كند .مغزابتدا واقعيت را قبل ازتغييرآن مشاهده ميكند وسپس بعدازتغييرهم مشاهده ميكند وسپس اين دوواقعيت يادوتصويررابه هم جوش يا اتصال مي دهد تاازتصوير حاصل احساسي ازآن واقعيت به سازد .

درتئوري (QBT) اين پرسش پيش مي آيد كه ؛((چرا واقعيت نمي تواند يك سيستم كوانتايي باشد؟ ))، جواب ها وتوضيحات زيادي براي پاسخ به اين پرسش وجود دارد ويكي ازآن جواب ها اين است كه؛ سيستم كوانتايي معمولا" بسياركوچك است ومكانيك كوانتايي را نمي توان براي توضيح جهان بزرگ به كاربرد مكانيك كوانتيك مي تواند جنبش ذراتي مانند الكترونها ، پروتونها وساير اجزائ تشكيل دهنده اتم وفوتونها ونيزرفتارسياهچاله هارا توضيح دهد.  وعلت ديگراينكه مكانيك كوانتيك نمي تواند واقعيت را توضيح دهد ، چهره يارخسار((بي جايي /Non-Locacity )) درآن است ودر بي جايي؛ فاصله اي بين انتشارآثار پاره اي ازيك سيستم برپاره ديگرهمان سيستم وجود ندارد{يعني اثردرسيستم درحال گردش است وبه جا يا ناحيه خاصي تعلق نداردو يا به بيان فيزيكي درحال رزونانس است - توضيح مترجم} . چهره هاي (( بي جايي)) و((هوليسم /Holism)) فيزيك كوانتم تئوري (QBT) را استحكام ونيرو ميدهند.{‌‌‌‌و هوليسم نظريه ايست كه براساس آن ؛ به نظرمي رسد كه طبيعت زنده وكيهان درادواري كامل همچون اورگانيسمي زنده برهم آثاري متقابل وكامل دارند ودرمجموع آ نها فرا تر از درياچه كم عمقي ازذرات وعناصرشيميايي مي باشند- توضيح مترجم}.

براساس هوليسم تمام سيستم عصبي مي بايست  شامل هركنشي باشد ولي به اين معني نيست كه هربخش سيستم عصبي درطي يك عمل يا كنش ويژه فعال است ، بلكه ناحيه اي فعال است كه توسط سيستم مركزي اعصاب فرض ومحاسبه شده است.

(( بي جايي )) هنگامي چهره نشان ميدهد كه نا حيه هايي از مغز به كنش هاي(( دست)) نسبت داده شوند ، حتي اگرآن نواحي درمقام مقايسه درمغزازهم دورباشند {كه اگرچه نواحي ازهم دورند ولي وانتشار آثاررا نمي توان به هيچ كدام از نواحي به تنهايي نسبت داد يعني انتشاراثر درحال بي جايي است وبه بيان فيزيكي مابين نواحي درحال رزونانس است- توضيح مترجم}.

بسياري ازدانشمندان كه تئوري(QBT) را پشتيباني مي كنند همچنين مي گويند كه (لوله هاي مويين/Microtubless)توانا ترين بخش سيستم عصبي مي باشند. آنها مي گويند كه (( لوله هاي مويين )) درعصب شناسي (Neurobiology) ازنرون هايي ساخته شده و انجام دهنده آن چيزي هستند كه سينابس ها و(ترازهاي غلظتي  (Concentration gradients/درنوروبيولوژي كلاسيك انجام مي دهند .

زماني كه درسلول پيامي ازدرون لوله هاي مويين توسط تابع امواج كوا نتم انتقال مي يابد (نه توسط تغييرغلظت يونها) ، سينابس ها اين امواج را دريافت مي كنند وآنها انتقال دهنده عصبي مي شوند وسپس اين امواج به سوي نرون هاي ديگر حركت ميكنند جايي كه اين پروسه دوباره تكرار مي شود. امواج كوانتومي مي توانند باانرژي كم به طورغيرعادي باسرعت زياد حركت كنند زيرا درپريود(دوره زماني ) بسياركوتاهي اززمان سيگنال هادرسيستم اعصاب انتقال مي يابند . به نظرمي رسد اين تئوري ازتئوري تغيير غلظت يونها خيلي بهترباشد .

موضوع ومسئله ((حافظه/Memory)) ازديگرعرصه هايي است كه درآن تئوري (QBT) بسيارياري دهنده تراست انسان به طورفوق العاده داراي شمارگسترده اي ازنرون ها مي باشد بسياري ازاين نرونها اگرچه درسيستم اعصاب حافظه قرارندارند ولي حتي اگرتمام اين نرون ها به سيستم حافظه بخشيده شوند وتعلق گيرد ، هنوز نمي توانند علت ظرفيت بالاي حافظه انسان را توضيح داده وتوجيح كنند! . اگرچه تعداد نرون ها محدود است ولي به كارگيري كوانتوم ناحيه اي كه حاصل تئوري (QBT) است ، امكان احتمال بي نهايت ترتيب قرارگرفتن آ نهارا دركنارهم مي دهد .به عنوان مثال اگرفقط هرنرون دريك ناحيه مورد كاربري قرار گيرد درعوض توانايي پاك كردن تمام حافظه ي نرون هايي كه  درهمان لحظه  شروع به (( ياد آوري )) درنواحي متفاوت مغزمي كنند خواهد داشت.

اگرچه تئوري (QBT) شايستگي زيادي دارد ولي بي شك آخرين كلا م درعصب شناسي نيست وبسياري ازدانسته هاي آن نظري است ونيزدلايلي وجود دارد كه موافق با مدافعان اين نظريه نيست وهم اكنون دانشمندان نظريات جديد تري دارند كه هنوزاثبات شده نيستند .

يكي ازدانشمندان پا فشاري مي كند كه چون فروريختگي تابع موج{ كه نشان دهنده هرحالت يك سيستم كوانتيك دريك لحظه معين است – توضيح مترجم } دراين نظريه مشاهده مي شود، و درنتيجه ، يكي ازپايه هاي اصولي مكانيك كوانتيك درنهايت نادرست مي شود، ازاين لحا ظ اين نظريه را قبول ندارد.

 (ماخذ- اينترنت- Serendip -2008 ) –( مترجم وتوضيح دهنده درون متن: عزيزالله سميعي- بيست ودوم ديماه 1387 ) .

 

نوشته شده توسط عزیزالله سمیعی  | لینک ثابت |

((نوترينوها/Neutrinos)) جمعه بیست و نهم شهریور 1387 0:57

((نوترينوها/Neutrinos))

 

 ماخذ مقاله(نوترينوها درخورشيد /Neutrinos in the sun) – پد يد آورندگان :(آر.اسووبودا – كي.گوردان/R.svoboda – K.Gordan)- پنجم ژوئن 1998 .

 

* درمدل فيزيك استاندارد نوترينوها ذرات بنيادي ماده هستند و چيزي شبيه الكترونها وكواركهامي باشند ولي نوترينوها رابه سختي وبادشواري زياد مي توان آشكار ساخت.  

نوترينوها در واكنش هاي هسته اي واز ذرات سازنده اتم به آساني به وجود مي آيند . نوترينوها مي توانند ، بدون اينكه حتي يك بار با ديگر ذرات ماده برخورد ي داشته باشند از قطر كره زمين همچون شبحي عبور كنند] دانشمند فيزيك ب- ايوانف مي نويسد: يك نوترينوباسرعت نورميتواند ازداخل كره اي آهني كه قطرآن ميليون ها مرتبه بزرگترازقطرمدارزمين به دورخورشيد است عبوركند وفقط يكباربا ماده برخورد كند نوترينوها آزادانه ميتوانند باسرعت نورازمنظومه شمسي وكهكشان ها عبورنمايند—فيزيك معاصرترجمه بهروزراد با مقدمه دكترمحسن هشترودي - مترجم [ .   

نوترينو ها به خاطر اهداف غير كاربردي در كشور ژاپن ساخته شده ] درحدود 1935 ميلادي آنرا شناخته اند- مترجم [ و ويژگي هاي آنها در آزمايش هايي با مقياس بزرگ اندازه گيري ومورد مطالعه قرار گرفته اند

نوترينوها دردرون خورشيد ازگداخت يا همجوشي هسته اي (Fusion) حاصل مي شوند . (( فقط 500 روز !! داده هاي اطلا عاتي ارزشمند لازم است كه تصويري ازنوترينو هاي خورشيدي حاصل شود ! )) .

پژوهشگران مداركي بدست آورده اند كه : نوترينوها همچون روح در نوسانات كوانتومي موجي به سر مي برند وخواص كوانتومي آنها فوق العاده متغيراست !

تئوري دانها فرض مي كنند كه نوترينوها كم ترين جرم قابل تصور را داشته باشند ونوسانات كوانتمي موجي آنها نيز دليل براين است  ولي جرم آنها صفر نيست .] ايوانف دانشمند فيزيك دان روسي دركتاب فيزيك معاصر، جرم نوترينو را صفردر نظرمي گيرد - مترجم[ .

جرم بسيارناچيزولي قابل اندازه گيري نوترينوها آنها را نامزد يا كانديداي حل معماي ماده تاريك (Dark Matter) نموده است.

بدست آوردن مدرك وعلتي براي نوسانهاي كوانتمي نوترينوها، گامي است به سوي حل مسئله نوترينوهاي خورشيدي كه از دهها قبل حتي دانشمندان شكاك نيزدر انتظاربوده اند كه نتايج اين پژوهش ها را از منابع مستقل وآزاد بدست آورند . 

 (مترجم عزيزالله سميعي- شهريور1387)

 

نوشته شده توسط عزیزالله سمیعی  | لینک ثابت |